طريقهء تعليم و هدايت انبياء
عمدهء اشتباه و عقيدهء نادرستى كه راجع بمذهب پيدا مىشود از اينجا است كه اصول طريقهء تعليم انبياء را مردم در نظر نميگيرند . در كتب متداولهء علم كلام اين نكتهء ضرورى و مهم ( با كمال تأسف ) از قلم انداخته شده ليكن امام رازى در مطالب عاليه ، ابن رشد در كشف الادله و شاه ولى الله در حجة اللّه البالغه اين اصول را بتفصيل ذكر كردهاند كه از ميان آنها آن قدر كه ذكرش در اينجا ضرورى است بقرار زير است :
1 - گرچه منظور و مقصود انبياء هدايت و رهبرى عوام و خواص هر دو مىباشد ، ليكن چون تعداد خواص در مقابل عوام بمراتب كمتر است لذا در طرز تعليم و طريقهء هدايت آنها جانب عوام و ميزان فهم آنها بيشتر رعايت شده و با اين حال در هر مورد كلمات و الفاظى هم موجودند كه اشاره باصل حقيقت و مخاطب آن خواص مىباشد .
امام رازى در خصوص آيات متشابهات جهة عمدهاى كه ذكر نموده بدين قرار است :
ان القرآن كتاب مشتمل على دعوة الخواص و العوام بالكلية و طبائع العوام تنبو فى اكثر الامور عن ادراك الحقائق فكان الا صلح ان يخاطبوا بالفاظ دالة على بعض ما يناسب ما يتوهمونه و يتخيلونه و يكون ذلك مخلوطا بما يدل على الحق الصريح .
قرآن كتابى است كه خاص و عام و عارف و عامى همه را به حق دعوت مىكند ولى عوام حالش اين است كه در اكثر موارد طبعا از ادراك حقائق انكار دارد و روى اين اصل مصلحت اين بود كه بالفاظ و عباراتى خطاب كرده شود كه مناسب با طرز فكر و خيالات عوام و در عين حال حقيقت واقعى هم ملحوظ و منظور شده باشد .
( تفسير كبير ، سورهء عمران ، آيهء
هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ ) .