تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 89

مساهمون:

صعلم كلام جديد ٨٩
محدث ابن حزم در ملل و نحل حقيقت نبوت را اينطور بيان كرده كه آن بدون تعليم و تعلم علم حاصل شود ، چنان كه مىنويسد « 1 » : فصح ان النبوة فى الامكان و هى بعثة قوم قد خصهم الله تعالى بالفضيلة لا لعلة الا انه شاء ذالك فعلمهم الله العلم بدون تعلم و لا تنقل فى مراتبه و لا طلب له و من هذا الباب ما يراه احدنا فى الرؤيا فيخرج صحيحا . پس ثابت شد كه نبوت امرى است ممكن و معناى آن مبعوث شدن جماعتى - است كه خداى تعالى آنها را بىسبب و علتى بلكه روى مشيت و خواست خودش به فضيلت مخصوص ساخته است . خدا به آنها بدون تعليم و كسب و بدون طى مراحل و درجات و نيز بدون طلب ، علم مىآموزد و آن نظير اين است كه ما چيزى را در خواب مىبينيم و آن صحيح درمىآيد . اين دانشمند امكان نبوت را بدين طريق ثابت كرده ميگويد كه هر قدر از علوم و فنون و صنايع و حرف كه در دنيا ايجاد شده علم آن براى موجد اوليه خود به خود و بدون تعليم حاصل شده است و گرنه دور و تسلسل لازم مىآيد . على هذا ممكن است براى انبياء نيز بدين طريق علم حاصل بشود و همين نامش وحى و الهام است . او بسيارى از صنايع و فنون را نام برده و سپس مىنويسد : فوجبت بالضرورة انه لا بد من انسان و احد فاكثر علمهم الله ابتداء كل هذا دون معلم لكن بوحى حققه عنده و هذه صفة النبوة « 2 » پس بضرورت لازم است كه چنين انسانى ( يكى يا زياده از يكى ) يافت شود كه تمامى اينها را خدا خود از اول بدون معلم بلكه بوحى و الهام به آنها علم بياموزد و همين صفت نبوت است . ما حصل تمام اين بيانات و قدر مشترك آنست كه خدا به انسان همانطور كه غرائز و قواى ديگرى عطا كرده است كه در بعضى افراد هيچ يافت نمىشود و در برخى ديگر به تفاوت درجات وجود دارد همين طور يك قوهء روحانى عطا كرده كه نام آن قوهء قدسيه يا ملكهء نبوت است و اين قوه تعلق به تزكيهء نفس و طهارت و پاكيزگى اخلاق
هامش
( 1 ) - ملل و نحل چاپ مصر ص 72 . ( مؤلف ) ( 2 ) صفحهء 17 ( مؤلف )