اعتراض مزبور اينطور داده شده كه چون فاعل تمامى افعال خداست افعالى هم كه از جن و شياطين صادر مىشوند آنها هم در حقيقت افعال خدا ميباشند . ليكن من نميفهمم كه اين جواب چه ربطى به سؤال دارد ؟ ! !
اينها جواب تفصيلى بودند ولى شارح مواقف تمام اين اعتراضات را جواب اجمالى داده ميگويد اين احتمالات احتمالاتى هستند عقلى و از آن در يقين فرقى پيدا نمىشود . جواب مزبور از اينجا سرچشمه گرفته است كه اشاعره قائلند كه از معجزه ، يقينى كه بنبوت حاصل مىشود از حيث لزوم عقلى نيست بلكه عادى مىباشد ، يعنى عادت اينطور جارى شده كه وقتى كه معجزه صادر شد براى حاضرين يقين پيدا مىشود . چنان كه در مبحث دلالت معجزه شارح مواقف اين را مصرحا نوشته است .
اين جواب تا حدى صحيح است ليكن بنابراين معلوم نيست كه معجزه را بر سحر چه مزيت و رجحانى خواهد بود ؟ يك متنبّى ساحر هم شعبدهء عظيمى نشان مىدهد ، براى بسيارى از مردم يقين حاصل مىشود ، چنان كه عدهء زيادى از انبياء كاذب گذشتهاند كه هزاران صدها هزار مردم به آنها ايمان آوردهاند .
امام رازى در مطالب عاليه تمام اين اعتراضات را جوابى بر سبيل اجمال داده و ميگويد كه خالق تمام افعال خداست و از اينرو معجزهاى كه بظهور ميرسد خالق آن هم خدا مىباشد و چون مقصود از معجزه تصديق نبوت است لازم است از آن اين مقصود حاصل شود .
امام مشار اليه گواينكه موافق مذاق اشاعره جواب داده اما خود ملتفت اهميت و ارزش اين جواب بوده است ، چنان كه او روى همين ، در اثبات نبوت طريقهء ديگرى اختيار نموده و نسبت به آن مىنويسد كه اين طريقه مصون و محفوظ از اعتراضات - است . امام موصوف اين طريقه را در مطالب عاليه بتفصيل نوشته است ، ليكن متأخرين آن را سراسر از نظر انداخته و در طاق نسيان گذاشتند .
غرض روش متأخرين بطور عام اينست كه در استدلالات خود آن طريق را اختيار ميكنند كه زياد پيچيده و در هر قدم مواجه با مشكلات باشد ، بىشبهه آن
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة تاريخ علم كلام 158
مساهمون: سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى
صتاريخ علم كلام ١٥٨