معجزه ظاهر مىشود . مانند شكافته شدن دريا ، زنده شدن مردگان ، بهبود يافتن كور و كر مادرزاد . اين جواب را شارح مواقف و غيره دادهاند ، ليكن اين آقايان خيال نكردند كه معجزاتى كه از انبياء صدور يافته يا مىيابند تمام عظيم الشأن نيستند . بعلاوه اين از مسلمات اشاعره است كه از سحر هر نوع خرق عادت ممكنست بوجود بيايد . معتزله البته قائل به اين مطلب بودند كه غير از خدا احدى نمىتواند كه خالق جسم ، حيوة ، رنگ و طعم يا مزه باشد ، ليكن اشاعره آن را قبول ندارند . چنان كه امام رازى در تفسير كبير و در قصهء هاروت و ماروت اين قسمت را با شرح و بسط تمام نوشته و راجع به همين موضوع در يك جا چنين مىنويسد :
اما اهل سنت و آنها اين را جائز مىدانند كه جادوگر ممكن است به هوا طيران كند يا آدمى را به صورت الاغ و الاغ را به صورت آدمى تبديل نمايد « 1 » .
آيا الاغ را آدمى كردن از كور مادرزاد را شفا دادن عجيبتر نيست ؟ ! !
اعتراض سوم - اينكه معجزه را تعريف كردهاند كه كسى نتواند آن را جواب گويد مراد از آن چيست ؟ اگر مراد فقط مردم همان زمانست بسيارى از جادوگر و مدّعيان كاذب نبوت گذشتهاند كه جواب شعبدههاشان از مردم آن دوره داده نشده است ، مثل عبد الله بن المقفع ، پيغمبر برقعپوش و غيره و اگر مقصود اينست كه تا قيامت كسى نتواند آن را جواب گويد براى اين چه دليل مثبتى است كه امور خارق العادهاى كه از انبياء صادر شده تا قيامت كسى نمىتواند از عهدهء جواب آنها برآيد . اين اعتراض را امام رازى در مطالب عاليه نوشته ليكن غير از يك جواب اجمالى كه خواهد آمد جواب خاصى نداده است . در شرح مواقف و غيره اين اعتراض مذكور نيست .
اعتراض چهارم - اشاعره قائلند كه جن و شياطين مىتوانند در اجسام حلول كنند و از داخل جسم تكلم نمايند و همه جور صحبت كنند و بنابراين بسيارى از معجزات مشكوك ميگردند . مثلا از يك نبى اين معجزه ظاهر شده كه از درخت صدا درآمده است ، درين صورت اين احتمال باقى ميماند كه در آن جن حلول كرده و سخن گفته است . جواب
هامش
( 1 ) و عبارت اصل عربى اينست . اما اهل السنة فقد جوزوا ان يقدر الساحر على ان يطير فى الهواء و يقلب الانسان حمارا و الحمار انسانا ( مؤلف )