دشمن خراب شده بودند دوباره تعمير و آباد كند . بين اين دو دولت رقيب ناگزير جدال و نزاع برخاسته و فتح در ابتدا نصيب ايسن گرديد ، ليكن اين وضعيت تغيير و تبديل پيدا نموده و ما ورادسين « 1 » يكنفر ايلامى را مىبينيم كه در لارسا كه آن بدست پدرش كودورمبوگ « 2 » پادشاه قسمت غربى ايلام جزو يك دولت دستنشانده در آمده بود ، بر تخت نشانده شده است . چند سالى كه از اين تاريخ ميگذرد ، در زمان رامسن ، ايسن سقوط كرده درنتيجه كليهء سومر و قسمتى از اكد مستقيما تحت پادشاه ايلام اداره ميشدند .
در ظرف اينمدت ساميهاى غربى پيشرفت كرده سلسلهاى در بابل تاسيس نمودند ، حمورابى شخصيت برجستهء اين عصر بر تخت قرار گرفت و اين درست بعد از تصرف ايسن بدست رامسن بوده است كه دولتش با بابل عقد اتحاد بسته بود . حمورابى تا چند سال نيروى خود را كافى براى تعرض و حمله نميديد و لذا به تكميل قواى خود پرداخت و آن وقتى كه به حد كمال رسيد بحريف حمله برده ايسن را گرفت و بعد تا 25 سال بانتظار ماند . رامسن اينوقت خيلى پير و فرسوده شده بود و حمورابى توانست ايلاميها را به خاك خودشان رانده و درنتيجه خود را حكمران مطلق سومر و اكد گردانيد .
عظمت سومر
و ولى ادعاهاى سومر را در فنا ناپذيرى خلاصه كرده مينويسد كه تمدن ماقبل التاريخ مصر و سومر هيچ مشابهتى بهم ندارند .
سپس فاضل مشار اليه رشتهء سخن را ادامه داده ميگويد كه بين مصر ماقبل التاريخ و اول سلسلهء آنكشور تحولات و تغييراتى بر اثر نفوذ خارجه پيدا شده كه آن فرهنك نوينى را پديد آورده است ، ما در مراحل اوليهء آن گرزهاى سنگى ، مهرهاى اسطوانهاى و ظروف سنگى ساخت سومر را در اينجا مىبينيم وجود داشته و چون تمدن فرات سفلى جديدا ثابت شده كه قديمتر است در اين جاى سخن باقى نميماند كه مصر به تمام معنى مديون سومر مىباشد . ما از اين قدمى بالاتر گذاشته ميگوئيم كه به پدران ما اينطور تعليم داده بودند كه تمامى تمدن و اقسام علوم ما از يونان بما رسيده و بدين جهت ما مديون آنجا ميباشيم و اين فقط در دورهء حاضر است كه اعتراف به اين امر شده كه يونان تمدن را از كرت « 3 » ، از ليديه ، از ايران و بالاخره از مصر فراگرفته است ، ليكن قبل از همهء اينها بزرگترين مركز تمدن بشر سومر ، مادر فنون و تمدن ، بوده است .
هامش
( 1 ) -Warad - Sin .( 2 ) -Kudur - Mabug .( 3 ) -Crete .