تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة مقدمه 42

مساهمون:

صمقدمه ٤٢

سلسلهء سوم اور

عكس‌العمل سومر تحت اورنامو ، پاتسى اور ، يك دولت ديگرى از سومر و اكد بوجود آورد و اور دوباره پايتخت گرديد ، در اينجا منابع اطلاعات ما نسبت بسلسلهء سوم كه تقريبا از 2278 تا 2150 ق . م سلطنت كرده‌اند همانا برج مهم زيگورات « 1 » ، معبد نانى ، كاخ شاهى و ساير ابنيه ميباشند و در حقيقت مديون آنها هستيم . در فعاليت آنها همينقدر بس كه نهرهاى بزرگى حفر كرده‌اند كه يكى از آنها اور را بخليج فارس متصل ساخته است و بدين وسيله توانسته‌اند كشتيهاى بازرگانى خودشان را به بنادر فرودگاههاى اين شهر رسانيده بارها را خالى كنند و رويهمرفته ترقى و پيشرفت اين مملكت در فلاحت و كشاورزى و نيز در دادوستد و بازرگانى بمنتها درجه رسيده بود و پايهء زندگى نسبت بهريك از دوره‌هاى بعدى تاريخ وى عاليتر و بالاتر و برعكس در پيشه و هنر كه بايد گفت فقير بوده است . و ولى چنين ميگويد : فقط معمارى و حجارى آن‌هاست كه مناسب و فراخور يك تمدنى مىباشد كه مراحل ابتدائى را سير مىكند و يا قدرى از آن جلوتر بوده است . سقوط اين دولت كامياب ناگهانى بود ، اموريت‌ها تحت ( اشبى ايرا اف مارى « 2 » ) به اكد هجوم بردند و ايلاميها از دجله عبور كردند و بطوريكه يك وقايع‌نگار مىنويسد « اور با حربه از پاى درافتاده و بنام يك ملت مستقل براى هميشه نابود گرديد » .

ايسن ، لارسا و ايلام

ما راجع بدولت‌هاى ايسن و لارسا شرحى بطور مختصر در صفحهء 92 مذكور داشته‌ايم كه اكنون ميتوانيم آن را بسط و توضيح بدهيم . اشبى ايرا سلسله‌اى در ايسن تاسيس كرد كه تا پنج پشت سلطنت داشتند ، ليكن در عين حال يك دولت رقيبى عملا در لارسا ، انتهاى باطلاقهاى فرات كه فقط هفتاد ميل از ايسن فاصله داشت ، به روى كار آمد . اين وقايع و امور را كه پيچيده و غريب به نظر ميآيد ميتوان به بهترين وجهى تفسير نمود و گفت كه ايلام ، كه بعد از برانداختن امپراطورى اور هيچيك از متصرفاتش را ضميمه نكرده بود ، هرچند آخرين پادشاه آن « با زنجير به ايلام رفت و گريست و لابه نمود » لارسا را حفاظت ميكرده است . اين مسئله كه سلسلهء اموريت تحت نفوذ فرهنك سومر بوده از اينجا ثابت مىشود كه پايتخت وى به ايسن انتقال يافت كه در آنجا شهرهاى سومر را كه از تاخت‌وتازهاى
هامش
( 1 ) -Ziggurat .( 2 ) -Ishbi - Irra Of Mari .