استفاده كرده بناى تاختوتاز و فتح و غلبه را گذاشتند . اگرچه در ايندورهء تاريك ، سلسلههاى سومر كه از ميان آنها سلسلهء دوم اور باشد وجود داشته ، ليكن ساميها كمكم تفوق حاصل نموده كيش ، اوپز و مرى هريك بنوبهء خود پايتخت قرار گرفته است . در اين فهرست هاى ناقص معلوم است كه افتاده دارد و بدتر از همه اينكه از انناتوم پادشاه لاگاش يا لگش كه يقينا بر سومريان متحده سلطنت داشت هيچ اسمى نيست .
سلسلهء اكد
در صفحهء 86 ذكرى از سلسلهء ايلام و كيش به عمل آمده كه آن كليتا نظر بكشفياتى كه جديدا شده درست نيست ، خاندان كامكار لاگاش بدست لگلزجىسى « 1 » از پا درافتاده و او از سومر دولتى كه دورهاش خيلى كوتاه بود تاسيس كرده و پايتختش هم ارخ بوده است . رفتارى كه با لگش از طرف فاتح شد بطور قساوت و سنگدلى معمول آنزمان بود . ليكن سومريان پس از 25 سال حكمرانى كه مظفر و كامياب بودند بالاخره بدست سارگن شكست خورده و بدست دشمن افتادند . سارگن بانى سلسلهء اكد پايتختش اكد بوده است كه ميگويند خرابههاى تپهء كوچك « الدير » كه در چند ميلى جنوب غربى بغداد واقع است از آثار آن مىباشد .
بعد از سارگن پسرش ريموش ( اورويوش كه من آن را ذكر كردهام نيست ) بر تخت نشست و بعد از او منشتو يا مانشتو پادشاه شد و اين دو نفر اشتباها از پادشاهان كيش ذكر شدهاند . هرچند در لشكركشيهاى مظفرانهاى كه آنها كردهاند ترديدى نداريم ، اما نرامسن « 2 » « فاتح نه لشكر » بزرگترين فرزند سارگن مىباشد كه نقش برجستهء او در كوههاى كردستان هنوز موجود و ميتوان مشاهده نمود و از اينجا فتوحات و كشور - گشائى وى معلوم ميگردد تا چهاندازه توسعه داشته است ،
گوتى
رونق و جلال اكد رو بزوال نهاد و سلسلهء كمدوامى در ارخ به روى كار آمد ، ولى سومر و همچنين اكد و نيز ايلام بدست گوتى از پاى درافتادند . مدارك و اسناد مربوطهء بكسب و بازرگانى و نيز كارهاى پيشه و هنر در زمان اين وحشيها صفر مىباشد . چند سالى كه از اينميانه ميگذرد شهرستانها باز تا يك درجه استقلال پيدا ميكنند ، براى مثال ، گودآلگش يا لاگاش تحت اربابان گوتى حكمرانى داشته است ، ولى آن بيشك باقى بوده تا آنكه ديد سومر از مظالم آنان آزاد گرديد .
هامش
( 1 ) -Lugal - Zaggisi .( 2 ) -Naram - Sin .