تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة مقدمه 24

مساهمون:

صمقدمه ٢٤
مىكند « اينكه اهالى ايران در او مقام ولايت قائل شده و او را باصطلاح سرپرست حقيقى و مربى الهى ميدانند واقعا اين عقيده قابل تحسين و شايان بسى تمجيد است اگر چه مقام و مرتبهء او خيلى بالاتر از اينهاست » . ضيق مكان اجازه نميدهد كه بيش از اين در اينباب شرح و بسط دهد و من از اينجهت و نيز به علت كمى فرصت و عجله‌ايكه بمناسباتى در كار طبع اين ترجمه ميشد در همينجا آن را ختم ميكنم و همينقدر مينويسم كسانى كه ميخواهند بحقيقت اين كتاب آشنا شوند و يا هم‌ميهنانى كه « مايل باشند شوكت و حشمت ادوار گذشتهء خودشان را به خوبى درك كنند » بايد سراسر كتاب را بدقت هرچه تمامتر بخوانند در خاتمه اينرا يادآور مىشود كه اين كتاب داراى شصت و دو تصوير و چهل و نه سرلوحه است كه هريك از لحاظ تاريخى و علمى بسيار نفيس و مهم مىباشد . اين‌جانب اغلب اين تصاوير را از نسخهء چاپ دوم اصل انتخاب نموده كه از آن جمله يكى تصوير شوراى جنگى داريوش كبير است كه بسيار دلچسب و قابل ديدن است . در اينموقع وظيفهء خود ميدانم كه از مساعدتهاى اولياء وزارت فرهنگ خاصه از جناب آقاى اسمعيل مرآت كه اين ترجمه در زمان وزارت ايشان صورت اكمال و اتمام پذيرفته سپاسگذارى نمايم و ضمنا از ادارهء نگارش آنوزارتخانه كه در اينمدت در فراهم ساختن وسايل كمال مراقبت و همراهى را نمود تشكر دارم . اينرا هم نميتوانم در اينجا نگفته بگذارم كه در آغاز امر توسط دوست گرامى آقاى عباس صيقل كارمند جدى سفارت كبراى ايران در لندن اجازهء ترجمه و طبع اين تاريخ را از آقاى سرپرسى سايكس مؤلف آن درخواست نمود و خوش‌بختانه اين درخواست مورد توجه و علاقه قرار گرفته طولى نكشيد كه نامه‌اى از ايشان مشعر بر قبولى درخواست مزبور به نگارنده رسيد . در اين نامه معظم‌له با كمال لطف و مهربانى اجازهء ترجمه و طبع دو جلد كتاب « تاريخ ايران » را بلاعوض و بدون هيچ منتى باينجانب اعطا كردند و درواقع مرا از اين لطف و مساعدت گران‌بها از خود ممنون ساخته و سپاسگذارى از آن را همواره فرض ذمهء خودم خواهم شناخت