اما درخصوص اين ترجمه همينقدر خاطرنشان ميكنم كه آن با اصل كتاب ( كه در 1930 براى بار سوم طبع شده ) كاملا مطابق است و كموبيش ندارد و حتى چون مقيد بودهام كه از اصل كاملا متابعت كرده باشم يادداشتهاى گرانبهائى كه مؤلف در ذيل اكثر صفحات قيد كرده بود اينجانب تمامى آنها را براى استفادهء فضلا بدون هيچ جرح و تعديلى در پاى صفحات گنجاندهام . حاجت بذكر نيست كه يادداشتهائى هم برحسب لزوم از خود اينجانب در ذيل بعضى صفحات قيد شده است . در ضبط اسامى اعلام منتها درجهء دقت و اهتمام را نموده و حتىالامكان آنها را نزديك باصل يا بقسمى كه در كتب فارسى و عربى مضبوط است نقل كردهام و در عين حال اغلب اين اسامى را در حاشيه بقسمى كه انگليسىها ادا ميكنند نيز آوردهام و معهذا نميتوانم ادعا كنم كه آن از نقص خالى است . اما چشمپوشى و اغماض از اين نقايص براى كسانى كه با اين قبيل امور سروكار دارند سخت و دشوار نيست . حقيقت اين است كه من در صحت و خوبى اين ترجمه و نيز در طبع و لطف و آرايش كتاب مدتهاى متمادى زحمت كشيده و تحمل رنج فراوان نمودهام و مخصوصا در لغزش و خطاها منتهاى احتياط و دقت و مراقبت را به عمل آوردهام ليكن آدمى از سهو و نسيان ممكن نيست مصون ماند .
اما مراجع و اسناد كتاب و آن با يك نقشهء بزرگ كه مؤلف در مقدمهء دوم خود بدان اشاره مىكند انشاء اللّه در جلد دوم به نظر خوانندگان خواهد رسيد ، توضيح اينكه ترجمهء جلد ثانى و پرداخت آن از يكمدتى بسرعت در جريان است و اميد دارم كه در آتيهء نزديكى باتمام رسيده و با همت علاقمندان فرهنگ تحت طبع قرار گيرد . ما در بالا گفتيم كه تاريخ ايران در چاپ سوم كتاب تا 1930 ميلادى ( 1309 شمسى ) ميآيد ولى نكتهاى كه جالبتوجه و مهم و ذكر آن در اينجا لازم است اينكه مؤلف دانشور بقرار شرحيكه اخيرا باينجانب نوشتهاند با اشتياق زايدالوصفى ميخواهند چاپ چهارم كتاب « تاريخ ايران » را آغاز و كنفرانس تاريخى طهران را يا انجمن سران سه دولت بزرگ دوست و متفق در پايتخت كشور ما كه يكى از مواد برجسته آن تضمين استقلال و حق حاكميت ايران است در اين چاپ ضميمهء كنند . حاجت بذكر نيست
تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة مقدمه 25
مساهمون: سرپرسى سايكس
صمقدمه ٢٥