معنى لغات : « ذرو » پراكندن باد خاك را و پاك كردن گندم را . « وِقْراً » بكسر اوّل بمعنى بار سنگين و ابر سنگين بار از باران . « حبك » جمع حبيك و حباك بكسر اوّل بمعنى راه ميان ريگزار و خط و سفيدى فاصله ى ميان دسته - هاى موى و آنچه به آن شكل است مثل پشت گوسفند كه پشم دسته شده و از هم جدا مىشود و در ميان فاصله و راهى نمودار است « وَالسَّماءِ ذاتِ الْحُبُكِ » يعنى به آسمان كه داراى راههاى زيبا است . « راغ » از مصدر روغ بفتح اوّل و روغان با فتح اوّل و دوّم بمعنى اين طرف و آن طرف رفتن شكار ، از راه كج شدن آدمى و در نهان بسوى كس متوجه شدن « صَرَّةٍ » فرياد و بفرياد كومك خواستن براى ترس . « فَصَكَّتْ » به سختى رد ، يا سيلى زد . « مُسَوَّمَةً » نشانه دار بنشانهء معروف نيكخو . « ذَنُوبِ » بفتح اوّل و ضمّ دوّم بمعنى دلو كه پر آب يا كمى آب داشته يا نزديك پر آبى باشد ، و چندين معنى ديگر نقل از قاموس .
ترجمه : بنام خداى بخشنده بهمگان و مهربان ببندگان
1 سوگند به پراكننده بادها
2 سوگند بسنگينبار باران ابرها
3 سوگند به آسانى روان به دريا كشتيها
4 سوگند ببخش كننده كار جهان فرشتها
5 كه البته آنچه شما را وعده كردهاند راست است
6 و سزاى روز جزا مىرسد
7 و سوگند بآراسته آسمان
8 كه شما مردم عرب هر دمى سخنى و هر كدام انديشه اى داريد
9 و البته از راه و سخن درست آنكس كج مىرود كه كجش كرده اند
10 نابود باشند آنها كه به ژرفناى بيخودى فرو رفته
11 به گمان و پندار سخنى ميگويند و دروغى ميسازند .
12 و از تو اى محمّد مىپرسند : رستاخيزكى به پا شود ؟
13 البتّه آن روزى است كه به آتش آزموده شوند
14 و گويندشان بچشيد : آزار آزموده ى خود را كه شتاب آن داشتيد . ولى [ به همان روز ]
15 پرهيزگاران در بستانها و چشمه ساران دريابند آنچه ز پروردگارشان رسيده
16 چه آنها از آن نكوكاران بودند
17 كه ز شب اندكى بخواب مىرفتند
18 و بسحر گاهان آمرزش از خدا و بخشش گناه مى - خواستند
19 و از سرمايه شان بخشى براى خواهنده و بينوا بود [ چون قدرت
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 60
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٦٠