تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
معنى لغات : « ذرو » پراكندن باد خاك را و پاك كردن گندم را . « وِقْراً » بكسر اوّل بمعنى بار سنگين و ابر سنگين بار از باران . « حبك » جمع حبيك و حباك بكسر اوّل بمعنى راه ميان ريگزار و خط و سفيدى فاصله ى ميان دسته - هاى موى و آنچه به آن شكل است مثل پشت گوسفند كه پشم دسته شده و از هم جدا مىشود و در ميان فاصله و راهى نمودار است « وَالسَّماءِ ذاتِ الْحُبُكِ » يعنى به آسمان كه داراى راههاى زيبا است . « راغ » از مصدر روغ بفتح اوّل و روغان با فتح اوّل و دوّم بمعنى اين طرف و آن طرف رفتن شكار ، از راه كج شدن آدمى و در نهان بسوى كس متوجه شدن « صَرَّةٍ » فرياد و بفرياد كومك خواستن براى ترس . « فَصَكَّتْ » به سختى رد ، يا سيلى زد . « مُسَوَّمَةً » نشانه دار بنشانهء معروف نيكخو . « ذَنُوبِ » بفتح اوّل و ضمّ دوّم بمعنى دلو كه پر آب يا كمى آب داشته يا نزديك پر آبى باشد ، و چندين معنى ديگر نقل از قاموس . ترجمه : بنام خداى بخشنده بهمگان و مهربان ببندگان 1 سوگند به پراكننده بادها 2 سوگند بسنگينبار باران ابرها 3 سوگند به آسانى روان به دريا كشتيها 4 سوگند ببخش كننده كار جهان فرشتها 5 كه البته آنچه شما را وعده كرده‌اند راست است 6 و سزاى روز جزا مىرسد 7 و سوگند بآراسته آسمان 8 كه شما مردم عرب هر دمى سخنى و هر كدام انديشه اى داريد 9 و البته از راه و سخن درست آنكس كج مىرود كه كجش كرده اند 10 نابود باشند آنها كه به ژرفناى بيخودى فرو رفته 11 به گمان و پندار سخنى ميگويند و دروغى ميسازند . 12 و از تو اى محمّد مىپرسند : رستاخيزكى به پا شود ؟ 13 البتّه آن روزى است كه به آتش آزموده شوند 14 و گويندشان بچشيد : آزار آزموده ى خود را كه شتاب آن داشتيد . ولى [ به همان روز ] 15 پرهيزگاران در بستانها و چشمه ساران دريابند آنچه ز پروردگارشان رسيده 16 چه آنها از آن نكوكاران بودند 17 كه ز شب اندكى بخواب مىرفتند 18 و بسحر گاهان آمرزش از خدا و بخشش گناه مى - خواستند 19 و از سرمايه شان بخشى براى خواهنده و بينوا بود [ چون قدرت