ياد حقّ بسودشان باشد كه پيغمبر بآشكار رهبرىشان كرد
14 و آنها به او پشت كردند و گفتند : اين ديوانه اى است كه ديگران اين سخنان به او مىآموزند
15 البته شود كه كمى آسوده شان كنيم ولى از گفته ى خود و گواهى بديندارى برگردند
16 و ما بروز گرفتارى بزرگ و رستاخيز از ايشان انتقام بگيريم
17 چنان كه پيش از ايشان فرعونيان را آزموديم و پيغمبرى گرامى بسوىشان فرستاديم كه به آنها گفت :
18 بندگان خدا را [ كه گرفتار شمايند ] آزاد كنيد و به من سپاريد كه پيغمبرى درستكارم
19 و بر خداوند برترى بجوئيد و نافرمان نباشيد كه من بر درستى سخن خود دليلى آشكار دارم
20 و بخداى خود و شما پناه ميبرم كه آزارم كنيد و از خود برانيد
21 و اگر سخنم نمىپذيريد مرا به خود گذاريد [ آنها سخنش نپذيرفتند ]
22 او بخداى خود زاريد كه اينها مردمى جفا كارند [ ما به او فرمان داديم : ]
23 شبانه بندگان ما را از آنجا ببر كه البتّه كافران دنبالتان كنند
24 و تو دريا را چنان كه آرام است رها كن كه فرعونيان مىآيند و به آب فرو ميروند . [ البتّه آنها غرق شدند ]
25 و چه باغها و چشمه سارهائى از خود گذاردند
26 و هم كشتزارها و ساختمانهاى زيبا
27 و خوشيها كه از آن بهره - مند بودند
28 و ما همه ى آنها را بميراث ديگران كرديم . و چنين است سزاى بدكاران كه مهلت نداشته نابود شدند
29 و نه آسمان بر آنها گريست و نه زمين تكانى خورد [ نه كس را از آن باكى بود ]
30 و بنى اسرائيل را از گرفتارى و خوارى حكومت فرعون
31 متجاوز خود پسند آسوده كرديم
32 و آنها را ديده و شناخته بر دگران برگزيديم
33 و چندان آيه و نشانه به آنها نمايش داديم كه نمونه ى نمودارى از آزمايش و گرفتارى بود [ اين بود سرنوشت نكوكار و بدكار ولى اين عربها پند نمىگيرند و منكر حقّ ميشوند ]
34 و ميگويند :
35 همين مرگ است و پس از آن زندگى نيست
36 و اگر راست است پدران گذشته ى ما زنده شوند [ چرا از گذشته پند نمىگيرند ؟ ]
37 مگر اينها بهتر از مردم تبّع هستند و ملَّت پيش از آنها كه بدكار بودند و جملگىشان را نابود كرديم
38 پس آسمانها و
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 497
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٩٧