پيش از ايشان را نابود كرديم و آنگاه آواز خود بزارى بلند كردند كه هنگام آسودگى نبود
4 اين كافران شگفت آرند كه بيم آورى از خودشان براى شان آمده و ميگويند :
اين جادوى دروغگو است
5 كه خداها را يكى شمرده چه شگفت سخنى است گفتارش
6 و بزرگان شان راه خود پيش گرفتند و گفتند : برويد با خدايان خود باشيد كه مراد حقّ همين است و بس
7 چه ما از دگر مردمان چنين چيزى هرگز نشنيدهايم [ پس بناچار ] سخن محمّد ساخته ى خود او است
8 [ و گر نه چرا ] از ميان همه ى ما قرآن به او نازل شود ؟ [ اين سخن كافران نه از ايمان است ] كه در ياد ما دو دل هستند و عذاب ما نديده اند
9 يا خزانه هاى غيب خداوند بخشنده ى بزرگ در دست آنها است
10 يا بملك از زمين تا آسمان فرمان - روايند ؟ [ اگر چنين است ] بدستاويزى كه دارند به آسمان روند [ و براى هر كس خواهند قرآن بفرستند ]
11 اينجا است كه اين مدّعيان دسته ى لشكر شكست يافته اند
12 [ چنان كه ] مردم نوح و عاد و فرعون ستمكار
13 و گروه ثمود و لوط و آنها كه بيشه هاى انبوه داشتند [ و شعيب پيغمبرشان بود ]
14 همگى احزابى بودند منكر پيغمبران و آزار بر ايشان استوار شد
15 اين اعراب هم انتظارى ندارند و چيزى نبينند مگر يك سخت فرياد كه راه مهلت و بازگشت نباشد .
16
[ اين كافران بمسخره ] گفتند : پروردگارا هم اكنون كه روز حساب نرسيده به زودى حساب ما را بده
17 اى محمّد تو هم بر گفته شان شكيبا باش و به ياد دار بنده ى نيرومند ما داود را كه روى دل با خدا داشت
18 و ما كوهها را بفرمان او كرديم كه بصبح و شام هم آواز تسبيح او بودند
19 و نيز مرغان فراهم شده همگى روى به او داشتند
20 و حكومت او را استوار كرديم و به او دانش داديم و هم نيروى قضاوت و سخن قاطع
21 [ اى محمّد ] آيا خبر داد خواهان شنيده اى كه وقتى از ديوار محرابش بالا رفتند
22 و بنزد او شدند « 1 » و او از آنها ترسيد و آنها
هامش
( 1 ) « تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ » را مؤلف مانند بسيارى از مفسران بمعنى بالا رفتن از ديوار گرفته و اين معنى به نظر چندان درست نميرسد ، بلكه بمعنى « دور محرابش حلقه زدند » با اعتبار درستتر مينمايد ، چه فرشته چون آدمى براى داخل شدن بمكانى در بسته محتاج به از ديوار بالا رفتن نيست ، و در اين موضوع بعدا در تفسير آيه توضيح خواهيم داد . ( مصحّح )