بِرِجْلِكَ هذا مُغْتَسَلٌ بارِدٌ وَشَرابٌ ( 42 ) وَوَهَبْنا لَه أَهْلَه وَمِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنَّا وَذِكْرى لأُولِي الأَلْبابِ ( 43 ) وَخُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِه وَلا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْناه صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّه أَوَّابٌ ( 44 )
معنى لغات : « عزّة » شرافت ، قوّت ، كمياب بودن ، بلند پايه كه كس به آن نرسد و عاجز و مغلوب شود ، غيرت و عار و ننگ داشتن . « مناص » پناهگاه و فرارگاه . « الأوتاد » جمع وتد به سكون و كسر و فتح تا بمعنى ميخ . « قطَّ » با كسر اوّل بمعنى بهره ، ساعتى از شب ، چك و حواله كه براى جايزه نوشته شود و گربه . « تشطط » از مصدر اشطاط تجاوز از حدّ و افراط ، دورى از حقّ .
« صافنات » جمع صافن : اسبى كه روى سه دست و پا ايستاده ، رگ پائين ساق كه براى پاره اى معالجات از آنجا فصد ميكنند و خون ميگيرند . « ضغث » دستهء گياه خشك و ترد ، خبر و حادثه ى درست و نادرست آميخته كه حقيقت معلوم نيست .
شأن نزول : اسباب النزول سيوطى : احمد و ترمذى و نسائى از ابن عبّاس نقل كردهاند : كه ابو طالب عموى پيغمبر بيمار شد و قريش و پيغمبر نزد او رفتند . آنها از پيغمبر نزد او گله كردند . ابو طالب از آن حضرت پرسيد :
تو از اينها چه ميخواهى ؟ فرمود : ميخواهم يك كلمه اى بگويند كه عرب فروتن به اينها شود و عجم جزيه بايشان دهد . او پرسيد آن كلمه كه تو ميخواهى چى است ؟ فرمود : « لا إِله إِلَّا اللَّه » آنها گفتند : اين بسيار عجيب است كه يك خدا باشد . براى اين سخن آنها سوره ى ص تا آيت 8 « لَمَّا يَذُوقُوا عَذابِ » نازل شد .
ترجمه : بنام خداى بخشنده بهمگان و مهربان بمؤمنان
1 [ محمّد ، صادق و راستگو است ] سوگند به قرآن بلند آوازه و سراسر پند و اندرز
2 ولى كافران گرفتار خوى خود پسنديند و نافرمانى و دشمنى
3 [ مگر نميدانند ] چندين مردم
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 312
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣١٢