فتح اوّل بمعنى شتاب كردن ، آهسته باد وزيدن . « تلَّه » از مصدر تلّ به فتح اوّل بمعنى بر زمين زدن ، در چاه كردن ، در دست نهادن . « مد حضين » از مصدر دحض بفتح اوّل و دحوض بضمّ اوّل و دوّم بمعنى استدلال كسى را باطل كردن ، مثل سر بريده پا بر زمين كشيدن و بيقرار جنبيدن . « عراء » فضاى هموار كه جاى پنهان شدن در آن نباشد .
ترجمه :
75 [ هم از ناپرهيزكاران مردم نوح بودند كه نافرمانيش كردند ] او ما را آواز كرد و ما براى او چه پاسخگوى خوب بوديم
76 كه خود و خانواده اشرا از اندوهى بزرگ رها كرديم [ تا از آزار مردم و هم طوفان آسوده شدند
77 و بشر باز مانده ى پس از طوفان را از نسل او كرديم ] و ذرّيّه اش را باقى گذارديم
78 و ياد او را در آيندگان بجاى گذارديم
79 كه همه جهانيان بر نوح سلام كنند
80 البتّه جزاى نيكوكاران چنين دهيم
81 كه او از بندگان مؤمن ما بود
82 و سپس ديگران [ نا فرمان را ] به آب فرو برديم
83 و اين بس براى او كه ابراهيم از پيروانش بود و روش او را دنبال كرد
84 نزد پروردگارش با دل درست آمد و با خداى خود صاف دل بود
85 چون با پدر و ملَّت خود گفت : چيست اينكه مىپرستيد ؟
86 مگر بساخته ى خود كه غير خداوند است دل بستهايد ؟
87 پس بپروردگار جهان چه گمان داريد ؟ [ كه او چگونه است و با شما چه رفتار مىشود ؟ ]
88 زان پس نگاهى بستارگان كرد
89 و گفت : من بيمارم تا از او كناره گيرند
90 آنها پشت به او كردند و رفتند
91 و او بنهان بجاى بتان شان رفت و گفت :
چرا شما چيزى نمىخوريد
92 و چرا سخنى نميگوئيد ؟
93 وز آن پس با همه ى توان خود آنها در هم كوبيد
94 [ مردم كه خبر دار شدند ] بسوى او دويدند
95 او گفت : چرا آنچه خود ميتراشيد ميپرستيد ؟
96 با اينكه خداوند شما را با آنچه كنيد آفريده است
97 آنها با يكدگر گفتند : چيزى بسازيد كه او را در آن بسوزيد
98 [ چون آنها ] بد او و چاره ى كار او خواستند ما پست و زبون شان ، كرديم [ ابراهيم كه از شرشان آسوده و از خيرشان نااميد شد ]
99 گفت : من به
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 294
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٩٤