تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
معنى لغات : « مقمحون » از مصدر قمح بفتح اوّل يعنى بالا ماندن سر شخص اسير بواسطه ى تنگى زنجير گردن او . « خامدون » از مصدر خمود بضمّ اوّل و دوّم و خمد بفتح اوّل و سكون دوّم بمعنى فرو نشستن شعله ى آتش . « عرجون » چوب كج ، دم و بن خوشه ى خرما كه پس از بريدن خوشه به شكل كمان بشاخه ى درخت خرما چسبيده است . ترجمه : بنام خداى روزى ده بندگان و مهربان بمؤمنان 1 اى محمّد 2 سوگند به قرآن سراسر پند و دانش 3 كه تو هم يكى از پيغمبران 4 به راه راست هستى 5 [ و اين قرآن ] فرو فرستاده ى خداى داناى گرامى است 6 تا خبردار كنى مردمى را كه كس پدران شان را از بد آينده خبردار نكرده و خود از آن غافل بودند 7 و البتّه بر بيشترشان سرنوشت حق استوار شد و آنها مؤمن نشدند [ و سزاوار آزار شدند ] 8 و بگردنهاشان دستها را تا چانه زنجيرها كرده‌ايم كه سرهاشان بالا مانده است [ و بيچاره‌اند كه سر خود نتوانند تكان دهند ] 9 و از پس و پيش شان جلوگيرى نهاديم و بر چشمهاشان پرده افكنديم و دگر جائى نبيند 10 و برايشان برابر است كه تو از بد آينده شان بترسانى يا نترسانى كه به هيچ روى ايمان نيارند 11 فقط كسى را توانى تو بيم دهى كه پيرو قرآن باشد و از خدا بنهانى و در دل انديشناك بود . پس چنين كس را نويد آمرزش ده و مزدى ارزنده و گرامى 12 [ چون ] البتّه ما مردگان را زنده ميكنيم و آنچه پيش از خود فرستاده‌اند و ردّ و نشانه هاشان كه بجاى گذاشته‌اند جملگى مينويسيم و هر چيزى را در نوشته اى نمودار شماره كرده [ نگاه داشته ] ايم 13 اكنون براى كافران داستان مردم آن آبادى به ياد بيار كه فرستادگان حقّ به آنجا رفتند كه 14 اوّل دو نفر فرستاديم و آنها را دروغگو دانستند بنفرى سوّم كومك كرديم و به آنها گفتند : ما فرستاده ى خدائيم بسوى شما 15 مردم ده گفتند : شما جز آدمى همانند ما نيستيد و خداوند چيزى نفرستاده است فقطَّ دروغى است ساخته ى شما 16 آنها گفتند : خداى ما ميداند كه ما را براى شما فرستاده اند