ترجمه : بنام خداوند مهربان بخشنده بهمگان :
1 اى پيغمبر پرهيزگار خدا باش و فرمان كافران و منافقان مبر كه هميشه خدا دانا و درست كردار است
2 و آنچه از او كه پروردگار تو هست الهام به تو مىشود دنبال كن كه او به كار شما خبر دار است
3 و به او توكّل كن كه پشتيبانى او براى همه كس كافى است .
شأن نزول : طبرى : ابن عبّاس گفت : روزى پيغمبر نماز ميخواند و گروهى منافق با او نماز ميخواندند از آن حضرت جنبشى مشاهده شد كه منافقين گفتند :
اين نشانه است كه محمّد دو دل دارد يكى با ما و يكى با ديگران . اين آيه براى جواب آنها است « ما جَعَلَ اللَّه لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ » و دگرى گفته است :
مردى از قريش ميگفت : من بدرون خود دو دل دارم كه بهر كدام بيش از محمّد چيز ميفهمم . آيه براى جواب او نازل شد . زهرى گفته است : اين آيه بعنوان مثل است براى زيد بن حارثه كه او را پسر پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله ميدانستند در آيه گفته شده يك نفر پسر دو نفر نميشود چنان كه يك نفر دو دل ندارد « 1 » .
مجمع : مردى بود بنام ابو معمر جميل بن معمر فهرى كه زيرك و خوش - حافظه بود كه آنچه ميشنيد بيادش ميماند و قريش او را ذو القلبين يعنى داراى دو دل ميگفتند چون ادّعا داشت كه بدرون من دو دل است و بهر دلى بيش از محمّد ميفهمم ، و در روز جنگ بدر كه مشركين گريختند ابو سفيان او را ديد كه يك كفش در پاى و ديگرى بدست گرفته و فرار مىكند از او پرسيد : چرا يك كفش بدست دارى ؟ او جواب داد كه تا اين دم نفهميدم كه يك كفش بدستم گرفتهام و گمان ميكردم هر دو بپاى من است از آن روز دانستند كه او هم مانند ديگران يك دل دارد آيه براى اين مرد نازل شده است .
ترجمه :
4 و بدان كه خداوند بدرون يك مرد دو دل درست نكرده است و آن همسرهاى خود را كه بمادرانتان همانند ميكنيد خداى مادر شما نكرده است
هامش
( 1 ) قول زهرى از اقوال ديگران بسياق آيه مناسبتر است . و مراد از « قلب » نفس است .
يعنى زن انسان مادر يا خواهر واقعى انسان نيست . ( مصحّح )