پشت مادر يا خواهر من است ، و اين سخن در فقه احكامى دارد بعنوان كتاب ظهار . « ادعياء » فرزند خواندگان ، و آنها كه فرزندان كس نيستند ولى مردم ميگويند پسر فلان كس . « زاغت الأبصار » يعنى چشمها دور ميزد و خيره شده بود « عورة » از عوار بمعنى عيبناك و داراى رخنه و خرابى . « بادون » از باديه و بادى ، يعنى صحرا نشينان . « اسوة » بدنبال كس رفتن و پيروى از او كردن « نحب » نذر و پيمان درونى . « صياصيهم » جمع صيصية بمعنى پاره اى از ابزار بافندگى قديم ، خارپشت پاى خروس ، شاخ گاو و آهو ، قلعه و حصار كه اينجا به همين معنى است .
شأن نزول : مجمع : ابو سفيان و عكرمه بن ابى جهل و ابو الأعور السّلمى بعد از جنگ احد بمدينه نزد عبد اللَّه بن ابيّ آمدند و امان از پيغمبر خواستند كه با آنحضرت گفتگو كنند و با عبد اللَّه ابيّ و عبد اللَّه بن أبي سرح و طعمة بن ابيرق حضور پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله رفتند و گفتند : تو تصديق كن كه بتهاى ما براى هر كس بپرستدشان شفاعت خواهند كرد و تو خود دانى و خداى خودت و به تو كارى نداريم . عمر از پيغمبر اجازه خواست كه آنها را بكشد ، فرمود چون امان دادهام روا نيست و دستور داد از مدينه بيرونشان كردند . اين آيات از اوّل سوره براى آنها نازل شد .
و بعضى گفتهاند : قبيله ى ثقيف نزد پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله آمدند و خواستند كه مدّت يك سال پيغمبر لات و عزّى كه بت آنها بود محترم شمارد كه آنها از آن بهره مند باشند و هم در چشم قريش قبيله ى ثقيف آبرومند و مورد علاقهء پيغمبر شمرده شود ، اين آيات براى جواب آنها نازل شد .
اسباب النزول سيوطى : ابن عبّاس گفته است : مردم مكّه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله را تطميع كردند كه پاره اى از سرمايه ى خود را ميدهيم تا تو از سخن و ادّعاى خود برگردى و يهود مدينه آن حضرت را تهديد بكشتن كردند آيات در برابر اين سخنان نازل شد .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 152
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١٥٢