باجتناب از ناشايست و مواظبت از وظائف پس جملهى « اتَّقُوا » بهمهى وظايف مكلَّف مىكند كه در همهى كارها پرهيزگار باشيد .
* ( تُرْجَعُونَ ) * - 281 با ضمّ تاء و فتح جيم از مصدر « ارجاع » بمعنى برگرداندن و قرائت ديگر با فتح تاء و كسر جيم است از مصدر « رجوع » بمعنى خود بازگشتن .
فخر : برگشت بسوى خدا از نظر زمان و مكان ممكن نيست و بسوى علم و حفظ خدا اختصاص بوقت معيّن ندارد چون هميشه هست . پس در هر جاى قرآن كه بازگشت بسوى خدا گفته شده است مقصود آن است كه : آن وقت مثل اين دوران زندگى نيست كه وسائل ظاهرى ديگر در اختيار باشد و در آن هنگام فقطَّ قدرت خدا مىبيند نه سرمايه و كس و كار و آنچه در زندگى به آن مطمئن هستيد و ممكن است مقصود اين باشد كه آن روز بازگشت شما بسوى پاداش و سزائى است كه خدا براى شما آماده كرده است .
ابو الفتوح : رجوع را بمعنى ذهاب و رفتن گفته است و از شعر عرب شاهد آورده است كه رجوع بمعنى رفتن استعمال شده است و از اين جهت چنين معنى كرده است روزى كه ميرويد بسوى خدا .
بيضاوى و صافى بمعنى « مصيركم » گفتهاند يعنى : روزى كه عاقبت و پايان كارتان با خداست و ابو الفتوح اين معنى را هم احتمال داده است و ميبدى هم گفته است : با اللَّه گرويده .
كشف نوشته است : آه از آن روزى كه بينى خلق را حيران شده جانها بر لب رسيده ديدهها گريان شده روزى و چه روزى كارى و چه كارى روز بازار و چه روز بازارى داوريگاه دنيا بسى ديدهاى باش تا به داوريگاه قيامت رسى درگاه پادشاهان بسى ديدهاى ؟
باش تا درگاه عزت ذو الجلال بينى ديوان مظالم سلاطين بسى ديدهاى باش تا ديوان مظالم قيامت بينى : سرا پردهى هيبت زده بساط جلال گسترده ايوان كبرياء بركشيده ميزان عدل درآويخته صراط راستى بازكشيده فراديس جمال آراسته دوزخ هيبت برآشفته
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 595
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٩٥