بمعنى دست اندر كار بودن ، اختيار چيزى را داشتن ، يارى كردن .
ترجمه :
257 [ چو دانستيد ايمان دستاويز استوار است بدانيد ] : خدا ياور مؤمنان است كه ز تاريكى [ نادانى و بدبينى ] بروشنى [ دانش و آرامش ] برونشان آرد و رهبرى كند و كافران را دوست . ديو است كه از روشنى بتاريكىشان برد و ايشان وابستگان بآتشند و جاويدان در آن بمانند .
سخن مفسّرين :
* ( اللَّه وَلِيُّ ) * - 257 كشف نوشته است : ميگويد اللَّه دوست و يار مؤمنان است يعنى از سه روى : يكى از روى هدايت ، يكى از روى نصرت ، يكى از روى جزاء طاعت .
ابو الفتوح نوشته است : و گفتهاند : معنى آن است كه « اولى و احقّ بهم » و از روى اشتقاق و لغت و عموم فوائد ، تفسير ولىّ بر اولى دادن اولاتر است .
* ( يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ ) * - 257 كشف نوشته است : ايشان را بيرون آرد از تاريكى جهل با روشنائى علم و از تاريكى نفس با روشنائى دل .
روح البيان : يعنى راهنمائى مىكند به طرف اقسام روشنائى كه ايمان و مراتب يقين و نور عيان باشد ، و كلمهى ظلمات به صورت جمع گفته شده است چون گمراهى و كفر راههاى متعدّد و ملَّتهاى جوربجور دارد . و كلمهى نور مفرد آورده شده است چون اسلام يك دين و روش معيّن است .
* ( يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ ) * - 257 كشف نوشته است : مقاتل و قتاده گفتهاند : قومى جهودانند كه پيش از مبعث مصطفى نعت و صفت وى بتورات ميخواندند و بنبوّت وى ايمان داشتند ، پس كه ربّ العالمين وى را بخلق فرستاد آن سران و پيشروان ضلالت چون كعب اشرف و حيي
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 519
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥١٩