تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
ابو الفتوح نوشته است : اهل اشارت گفتند : طاغوت هر كسى نفس او است . فخر : علماى نحو گفتند : طاغوت بر وزن فعلوت مثل جبروت و تاء زياده است و مشتق است از طغا پس اصل آن طغووت بوده است و لام الفعل بجاى عين الفعل آمده است و طوغوت تلفّظ شده است مثل صاعقه و صاقعه و چون واو متحرّك و ما قبل مفتوح بوده است تبديل بالف شده است . مفسّرين در اين كلمه پنج عقيده نقل كرده‌اند : 1 - مجاهد و قتاده گفته‌اند . يعنى شيطان . 2 - سعيد بن جبير گفته است : كاهن و غيبگو است . 3 - ابو العاليه گفته است ساحر و جادو است . 4 - بعضى گفته‌اند : بت است . 5 - ديگران گفته‌اند : كافران جنّ و انس هستند . و مبرّد گفته است : اين كلمه جمع است . ابو علىّ فارسى گفته است : مصدر است و مفرد . ديگران گفته‌اند : براى مفرد و جمع هر دو استعمال مىشود . صافى : از احاديث چنين استفاده مىشود : مقصود هر چيزى است كه ميپرستند مثل بت و غير آن . قمّى گفته است : مقصود آنهائى هستند كه حقّ آل محمّد را غصب كردند . * ( بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى ) * - 256 صافى : در كافى از امام صادق ( ع ) نقل شده است : مقصود ايمان بخداى واحد است و از امام باقر ( ع ) نقل شده است : مقصود دوستى اهل بيت است . تأويلات : يعنى خود را وابسته كند بوحدت حقيقى ذاتى كه استحكام آن به خودش هست و هيچ دستاويز محكم و موثقى با آن برابرى نمىكند و همه‌ى استحكامات وابسته‌ى به او است . * ( وَاللَّه سَمِيعٌ عَلِيمٌ ) * - 256 فخر : اين جمله را دو معنى كرده‌اند : 1 - خداوند ميشنود گفتار آنكه را كافر است و ميداند عقايد زشتى را كه در دل او است 2 - عطا از ابن عباس روايت كرده است : پيغمبر ميخواست يهود اطراف مدينه اسلام بپذيرند و پيوسته در نهان و آشكار دعا ميكرد