چنين است : بهتر اين است كه مرد تمام مهر را بدهد و يا زن از حقّ خود بگذرد و مفسّرين ديگر اين طور گفتهاند : غفلت نكنيد از نيكى به يكديگر و گذشت از حقّ خود .
عبده : ممكن است مقصود از فضل دوستى ميان دو خانوادهى مرد و زن باشد پس معنى اين است كه بواسطهى اين طلاق دوستى خانوادگى را فراموش نكنيد و با يكديگر دشمن نشويد .
مجمع : از علىّ عليه السّلام نقل شده است : « لا تناسوا » با الف قرائت فرموده است * ( بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ) * - 237 روح البيان از غزالى : بصيرت و بينائى خداوند يعنى مكشوف بودن حقيقت همهى موجودات كه منحصر بديدن صورت ظاهر آنها نيست بلكه حقايق و اصول پيدايش موجودات در پيشگاه علم خداوند مكشوف و روشن است و بهرهى انسان از اين پرتو خداوند كه به او افكنده است و نيروى بينائى كه به او داده است دقّت نظر و پند و عبرت او است از ديدن هر موجود چنان كه از حضرت مسيح پرسيدند : كسى مانند خودت سراغ دارى ؟ فرمود آنكه بهر چيز با چشم عبرت و پند بنگرد و چون ساكت باشد در انديشهى رفع نواقص باشد و آنچه بگويد ذكر و ياد خدا بود و بداند كه هميشه در حضور خداوند است و او را مىبيند .
سخن ما : 1 - دستور آزادى در طلاق زنى است كه با او تماسّى نبوده است و البتّه اين راه آزادى زن و مرد است از بند همسرى لفظى كه اثر عملى نداشته است . ولى در غير اين مورد كه روابط زناشوئى در بين باشد طلاق عمل ناپسندى است چنان كه از پيغمبر روايت شده است كه فرمود : « ما بال اقوام يلعبون بحدود اللَّه فيقول احدهم طلَّقتك راجعتك » يعنى چرا مردم با مقررات خداوندى و احساسات بشرى با زن بازى مىكنند زن مىگيرند باز طلاق ميدهند باز بر سر زناشوئى برميگردند ؟ و هم نقل كردهاند كه فرمود : « لا تطلَّقوا نسائكم الَّا ريبة فانّ اللَّه لا يحبّ الذّوّاقين و لا الذّوّاقات » يعنى وقتى زن خود را طلاق دهيد كه شك در اخلاق او داشته باشيد و گر نه خداوند دوست ندارد مردم هواپرست را كه
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 470
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٧٠