تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥
* ( أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْراً ) * - 233 طبرى : در عرب مرسوم بود زن شوهر مرده مدّت يك سال در بدترين جاهاى خانه‌ى خود مىنشست و بدترين لباس بتن ميكرد و موى و ناخن كوتاه نمىكرد . چون سال تمام ميشد منتظر بود سگى از جلوش بگذرد سنگى بر او ميانداخت يا پشكلى و يا پشكلى بجلو خود ميانداخت و اين عمل را موجب خلاصى از رنج گذشته‌ى خود ميدانست و يا براى تفاؤل بود كه دوباره چنين گرفتار نخواهد شد و از ام حبيبه روايت كرده‌اند : زنى شوهرش مرده بود و در چشمش بيمارى پيدا شده بود از پيغمبر ص اجازه گرفت سورمه كه وسيله‌ى آرايش آنها بود براى دارو در چشم كند ؟ پيغمبر ص فرمود : شما مدّت يك سال در خانه مىنشينيد و بعد پشكل بسگ مياندازيد براى انجام دوران بىشوهرى و اين جايز نيست فقطَّ چهار ماه و ده روز در خانه و بىشوهر بمانيد . كشف نوشته است : گفته‌اند : چون فرزند پسر باشد بعد از سه ماه روح در وى شود و در حركت آيد و چون دختر بود به چهار ماه در حركت آيد پس ده روز ديگر در عدّت بر سر گرفتند استظهار را « 1 » . فخر : از كلمه‌ى « عَشْراً » ممكن است مقصود ده شب باشد چون در معدود مذكّر عدد را مؤنّث و در مؤنّث عدد را مذكّر تلفّظ مىكنند و عدّه‌اى از فقها گفته‌اند : چون چهار ماه و ده شب تمام شد حقّ ازدواج دارد زيرا اگرچه از كلمه‌ى عشرا ده شب فهميده مىشود ولى چون مقصود مدّت ده شبانه روز است پس كلمه‌ى عشرا عدد است براى معدود مؤنّث كه كلمه‌ى مدّة باشد . و معنى چنين مىشود : چهار ماه بعلاوه‌ى مدّت ده شبانه روز . * ( لا تُواعِدُوهُنَّ سِرًّا ) * - 234 طبرى : يعنى ميعاد به عمل ناشايست معيّن نكنيد ، و از عدّه‌اى ديگر نقل كرده
هامش
( 1 ) اين كلمه بمعنى كوشش و خواهش نمودارى است و اين جا مقصود اين است كه اين مدّت براى نمودار شدن باردارى زن است .