معنى لغات : « يُتَوَفَّوْنَ » از مصدر توفّى بمعنى مردن . « يَذَرُونَ » از مصدر وذر بمعنى ترك كردن و رها كردن . « عَرَّضْتُمْ » از مصدر تعريض يعنى در ضمن سخن مطلبى فهميدن با آنكه تصريح به آن نشده است . « خِطْبَةِ » با كسر خاء خواستگارى و دعوت به ازدواج .
« أَكْنَنْتُمْ » از مصدر كن بمعنى پوشيدن و در چيزى پنهان كردن « تَعْزِمُوا » از مصدر عزم بمعنى در دل تصميم بكارى گرفتن و كوشش كردن در كار . « عُقْدَةَ » گره هر چيز ، استوارى و استحكام پيمان بر فرمانبرى از حاكم كردن ، اندازهى كفايت هر چيز .
ترجمه :
234 كسانى كه مىروند و همسرانى بجاى ميگذارند بايد آنها چهار ماه و ده روز بىشوهر بمانند و چون اين دورانشان بپايان رسيد شما [ اختيارداران ايشان ] در كار آنها دستورى نداريد كه آنچه بآئين مردمى بخواهند بكنند [ و خود را بيارايند و از پى شوهر روند ] و خدا به آنچه كنيد آگاه بود . و اگر [ به آن روزگار شما بيگانگان ] بكنايه خواهش همسرى با آنها كنيد و يا آن را در دل انديشيد گناه نكردهايد كه خدا ميداند شما به ياد آنان ميباشيد ليكن پيمان بنهان با آنان نبنديد مگر كه بآئين مردمان با آنان سخن بگوئيد .
235 و پيمان زناشوئى استوار نكنيد تا آن روزگار بىشوهرى بسر آيد و بدانيد : خدا از آنچه در دل داريد خبردار است پس ز نافرمانى او پرهيز كنيد و بدانيد كه او آمرزنده است و بردبار .
سخن مفسّرين :
* ( يُتَوَفَّوْنَ ) * - 233 مجمع : از علىّ ( ع ) نقل شده است « يتوفّون » بفتح يا و ديگران با ضمّ يا خواندهاند .
* ( يَتَرَبَّصْنَ ) * - 233 كشف نوشته است : در آن عدّت بيرون نيايند مگر ضرورت را و زينتها بگذارند .
جامهى رنگين و پيرايه نپوشند و بوى خوش به كار ندارند و خضاب نكنند و سرمه در چشم نكنند .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 464
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٦٤