و حضرت صادق عليه السّلام فرمود : بدرستى كه حقتعالى برادرى قرار داده ميان ارواح در عالم اظله پيش از آنكه خلق كند بدنها را به دو هزار سال ؛ پس اگر بر پا شود قائم ما اهل بيت هر آينه ميراث خواهد داد آن برادرى را كه اخوت قرار داده حق تعالى ميانشان در عالم اظله و ميراث نخواهد
هامش
و آله ، بيرون نموديد او را از مكان ولادتش و رانديد او را ، بعد از آن جمعيت فراهم آورديد بر سر او ، پس جنگ نموديد با او ، پس بتحقيق كه يافتم من آنچه را كه وعده داده بود مرا پروردگار من حق ، پس آيا يافتيد شماها آنچه را كه وعده داده آن را پروردگار شما حق ؟ پس عمر عرض نمود كه اى رسول خدا ( ص ) چيست خطاب تو از براى سرى چند ؟
پس فرمود آن حضرت ( ص ) از براى او كه ساكت شو اى پسر خطاب پس به خدا سوگند است كه نيستى تو شنواتر از ايشان و نيست ميانهء ايشان و ميانهء آنكه گيرند ايشان را ملائكه بگرزهاى آهن مگر آنكه بگردانم روى خود را چنين از ايشان .
و مرويست از حضرت امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه الصلاة و السّلام كه سوار شد آن حضرت ( ع ) بعد از فراغ از جنگ بصره ، پس مىگرديد در ميانهء صفهاى كشتگان تا آنكه گذشت آن حضرت ( ع ) بر كعب بن سور ، و بود او قاضى بصره كه والى نموده بود او را عمر بن الخطاب ، پس چون كه واقع شد بشغل قضاوت در ميانه اهل بصره زمان خلافت عمر و عثمان ، پس چون كه واقع شد فتنه در بصره ، آويخت در گردن خود مصحفى را و بيرون رفت با اهل و فرزند خود كه جنگ كند امير المؤمنين عليه السّلام را در حالتى كه كعب افتاده بود در ميانهء كشتگان پس آن حضرت فرموده كه بنشانيد به قدر يك نفس كشيدن و فرموده از براى او كه : اى كعب بن سور بتحقيق كه يافتم من آنچه را كه وعده داده بود مرا پروردگار من حق ، پس آيا يافتى تو آنچه را كه وعده داده بود پروردگار حق ! بعد از آن فرمود كه بخوابانيد كعب را و رفت آن حضرت اندكى پس گذشت بطلحة بن عبد اللّه در حالتى كه افتاده بود ، پس آن حضرت فرمود كه بنشانيد طلحه را پس نشانيدند او را ، پس فرمود آن حضرت عليه السّلام : اى طلحه بتحقيق كه يافتم من آنچه را كه وعده داده بود مرا پروردگار من حق ، پس آيا يافتى تو آنچه را كه وعده داده بود پروردگار