تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعتقادات في دين الإمامية ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
هامش
و بعد از آن شيخ مفيد عليه الرحمه فرموده است : و اما قول خداوند تعالى كه فرموده :وَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَيْكَ وَحْيُهُ( سوره طه آيه 114 ) يعنى پس تعجيل منماى يا محمد صلى اللَّه عليه و آله به قرآن پيش از آنكه حكم شود بسوى تو وحى آن ، پس در اين قول خداوند دو وجه مىباشد غير از آنچه ذكر نموده است آن را شيخ ابو جعفر رحمة اللَّه تعالى و اعتقاد نموده در آن بر حديث شاذى يكى از آن دو وجه آنست كه خداوند تعالى نهى نموده باشد پيغمبر را صلى اللَّه عليه و آله از شتابيدن بسوى تاويل قرآن پيش از وحى شدن بسوى او بتاويل آن و اگر چه آنچه را كه گفته است پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله در حيز امكان بوده باشد از جهت لغت و وجه ديگر آن است كه جبرئيل عليه السّلام بوده كه وحى مىآورد بسوى پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله به قرآن پس سؤال مينمودند با آن حرف به حرف ( پس پيغمبر از جبرئيل قرآن را سؤال مينمود حرفا به حرف ) پس امر نمود او را خداوند تعالى كه نكند اين عمل را و گوش بدارد بسوى آنچه مىآورد آن را جبرئيل عليه السلام يا فرود ميفرستد خداوند تعالى بر او صلى اللَّه عليه و آله بيواسطه يا آنكه حاصل شود فراغت از آن پس هر گاه تمام شد وحى به آن بخواند آن را و تكلم كند به آن پس بخواند آن را بر ايشان . و اما آنچه ذكر نموده است آن را اعتمادكنندهء بر حديث مزبور ( يعنى ابن بابويه رحمه اللَّه ) از تاويل پس دور است آن ، چه وجهى نميباشد از براى نهى فرمودن خداوند تعالى او را از تعجيل بقرآنى كه در آسمان چهارم است تا آنكه حكم شود بسوى او وحى آن به جهت آنكه نبوده پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله كه احاطه نموده باشد علمش به آنچه در آسمان چهارم است پيش از وحى به آن بسوى او ؛ پس نيست معنى از براى نهى او صلى اللَّه عليه و آله از آنچه نيست در وسعش مگر آنكه بگويد گوينده اين توجيه كه بوده پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله كه احاطه داشت علمش بقرآنى كه برده شده بود در آسمان چهارم پس ميشكند سخن و مذهبش كه بود آن در آسمان چهارم ، ليكن آنچه در سينه رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله بود و حفظ نموده بود آن را در زمين ؛ پس نيست معنى از براى اختصاص آن به آسمان چهارم ، و اگر بود آنچه در حفظ رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله كه موصوف ميشد به آن كه در آسمان چهارم است بخصوصه ، هر آينه بود آنچه در حفظ غيرش موصوف به آن ، و نيست وجهى از براى اضافه نمودن آن بسوى آسمان چهارم و نه بسوى آسمان اول ، چه جاى آنكه آسمان چهارم « تا چه رسد به آسمان چهارم » و هر كس كه تامل نمايد آنچه را كه ذكر نموديم ما آن را ، بداند كه تاويل آيه مزبوره بر وجهى كه ذكر نموده است آن را چنگ زننده بحديث مزبور ( يعنى ابن بابويه ) دور از صواب است . مفيد .