و اما وضع غشى كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم را ميگرفت آن حدى كه سنگين مىشد و عرق مينمود ، اين حالت خاص وقتى بود كه حقتعالى خود با آن جناب تكلم ميفرمود .
و اما جبرئيل چنان بود كه بدون اذن خواستن وارد آن جناب نميشد از روى احترام آن جناب و در حضور حضرتش بنده وار مىنشست .
باب ( سى و يكم ) اعتقاد در قرآن
و اينكه از اوّل آن در شب قدر بوده ابن بابويه رحمة اللَّه عليه گويد : اعتقاد ما در اين باب آنست كه قرآن نازل شده در ماه رمضان در شب قدر يك جا بسوى بيت المعمور ، بعد از آن نازل شده از بيت المعمور در مدت بيست سال و اينكه حقتعالى عطا فرموده پيغمبرش محمد را صلى اللَّه عليه و آله و سلّم تمامى علم يك جا ، بعد از آن به آن جناب فرموده :
تعجيل مكن به قرآن پيش از آنكه وحى آن بسوى تو وارد شود « 1 » .
و فرموده : حركت مده به قرآن زبانت را براى آنكه تعجيل كرده باشى به آن بدرستى كه بر ما است جمع نمودن آن و خواندن آن ، پس چون خوانديم ما ، تو تابع خواندنش شو ، بعد از آن بر ما است بيانش « 2 »
هامش
( 1 )وَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً( سوره طه آيه 114 )لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ ، فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا بَيانَهُ« سوره قيامة آيات 16 و 17 و 18 »
( 2 ) شيخ مفيد عليه الرحمه بعد از نقل كلام ابو جعفر ابن بابويه در آنكه قرآن فرود آمده است در ماه رمضان در شب قدر بيكبارگى بسوى بيت المعمور ، و بعد از آن فرود آمده است از بيت المعمور در مدت بيست سال ، بعد از نقل اين كلام