هامش
فرموده است كه : آنچه رفته است بسوى آن ابو جعفر در اين باب دليلش خبر واحديست كه باعث نميگردد نه علم را و نه عمل را ، و فرود آمدن قرآن بر اسبابى كه حادث ميگرديد حالى بعد حالى ؛ دلالت نميكند بر خلاف آنچه متضمن مىباشد آن را آن حديث ، و اين به جهت آنست كه قرآن در بر ميدارد حكم آنچه را كه حادث گرديده است و ذكر آنچه را كه جارى گرديده است بر وجه خود و اين نميباشد بر سبيل حقيقت آيا نظر نميكنى بسوى قول خداوند تعالى :وَ قَوْلِهِمْ قُلُوبُنا غُلْفٌ بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْها بِكُفْرِهِمْ( مگر به جهت حدوثش نزد سبب ) ( سوره نساء آيه 155 ) يعنى گفتن كفار كه دلهاى ما بسته است ، بلكه مهر زده است خداوند بر آن دلها بسبب كفر ايشان و قول خداوند تعالى :وَ قالُوا لَوْ شاءَ الرَّحْمنُ ما عَبَدْناهُمْ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ( سوره زخرف آيه 20 ) يعنى گفتند كفار كه اگر خدا ميخواست ما عبادت نمينموديم ايشان را نيست از براى ايشان به آن علمى ، پس اين دو قول خداوند خبر است از ماضى و جائز نميباشد كه پيشى بگيرد مخبرش ، پس بوده باشد در اين هنگام خبر از ماضى و حال آنكه واقع نشده است بلكه آن در مستقبل است و امثال اين در قرآن بسيار است ، و بتحقيق كه آمده است خبر بذكر ظهار و سبب آن ، و اينكه چون مجادله نمود آن زن پيغمبر را صلى اللَّه عليه و آله در ذكر ظهار نازل نموده خداوند تعالى كه :قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجادِلُكَ فِي زَوْجِها( سوره مجادله آيه 1 ) و اين قصه بود كه در مدينه ( در حديبيه خ ك ) واقع شد پس چگونه نازل ميفرمايد خداوند تعالى وحى به آن را در مكه پيش از هجرت پس خبر بدهد كه آن بوده است پيشتر و حال آنكه نبوده است آن و اگر ما تتبع نمائيم قصههاى قرآن را هر آينه آمده است از آنچه ذكر نمودهايم آن را بسيارى كه وسعة مىشود بسبب آن گفتگو در آن ( كه اگر ميخواستيم قصههاى قرآن را تتبع نمائيم هر آينه گفتار ما به طول ميانجاميد ) و از آنچه ذكر نموديم آن را كفايت مىباشد از براى صاحبان عقل و شبيه نميباشد مضمون حديث مگر بمذهب مشبهه آنچنان كه گمان نمودهاند كه خداوند تعالى در ازل متكلم به قرآن بوده است و خبر داده است از مستقبل به ( لفظ ) ماضى و بتحقيق كه رد نمودهاند اهل توحيد اين قول را به نحوى كه ذكر نموديم ما آن را و محتمل است كه اين حديث كه قرآن نازل شد به تمام در شب قدر مراد به آن آن باشد كه نازل شد پاره از آن در شب قدر بعد از آن از عقيب آن نازل شد بقيه از آن قرآن تا وفات پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و اما آنكه نازل شده باشد بتمامه در شب قدر پس آن بعيد است از آنچه اقتضاء مينمايد آن را ظاهر قرآن و اخبار متواتره و اجماع علماء با وجود اختلاف ايشان در آراء .