تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعتقادات في دين الإمامية ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
القاء مىكند و ميكائيل بجبرئيل القاء مىنمايد و جبرئيل بپيغمبران القاء مىنمايد .
هامش
ايشان مخصوص ميگردند بعلم به آن نه غير ايشان و فرموده است خداوند تعالى كه :فَخَرَجَ عَلى قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرابِ فَأَوْحى إِلَيْهِمْ( سوره مريم آيهء 11 ) قصد فرموده است خداوند به آن كه اشاره نموده بسوى قوم بدون اظهار كلام ، تشبيه نموده است خداوند آن اشاره را بوحى ؛ به جهت پنهان بودن آن از غير مخاطبين و پوشيده بودنش از غير ايشان و گاهى مينمايد خداوند در خواب خلق بسيارى را چيزى را كه درست مىآيد تاويل آن ثابت و ميگردد حق آن ليكن اطلاق نميشود بعد از استقرار عرف شريعت ، بر آن خواب اسم وحى ، و گفته نميشود در اين وقت يعنى بعد از استقرار عرف شرع از براى كسى مجبول مى نمايد او را بر دانائى چيزى آنكه وحى شده است بسوى او ، و نزد ما اماميه ثابت است كه خداوند تعالى ميشنواند حجتها را بعد از پيغمبرش صلى اللَّه عليه و آله كلامى را كه القاء مىكند بسوى ايشان يعنى اوصياء در دانستن علم مستقبل ، ليكن اطلاق نميشود بر آن وحى به جهت آنچه پيش ذكر نموده‌ام از اجماع مسلمين بر آنكه وحى نميباشد از براى هيچ كس بعد از پيغمبر ما صلى اللَّه عليه و آله ، بر آنكه گفته نميشود در هيچ يك از آنچه ذكر نموده‌ايم آن را ، كه وحى است بسوى كسى ( يعنى در باب زنبور عسل و مادر موسى و ساير آنچه گذشت وحى گفته نميشود ) و از براى خداوند تعالى است كه مباح و تجويز نمايد اطلاق نمودن سخنى را وقتى و منع نمايد آن را وقتى ديگر و منع نمايد نام بردن به چيزى را در وقتى و مرخص كند آن را در وقتى ديگر ، و اما معانى پس آنها نميگردند از حقيقت خود به نحوى كه مقدم داشتيم آن را و بعد از آن فرموده است شيخ مفيد عليه الرحمه : و اما وحى از جانب خداوند تعالى بسوى پيغمبرش صلى اللَّه عليه و آله پس بود يك بار بشنوانيدن او كلام را بدون واسطه ؛ و يك بار ديگر بشنوانيدن او سخن را بر زبان ملائكه عليهم السّلام ، و آنچه ذكر نموده است آن را ابو جعفر ابن بابويه رحمة اللَّه تعالى از لوح و قلم و آنچه ثابت مىشود در آن پس بتحقيق كه آمده است به آن مضمون حديثى مگر آنكه ما عزم نداريم بر قائل شدن به آن و جزم نميكنيم بر خداوند بدرستى آن و گواهى نميدهيم از آن به آنچه دانسته‌ايم آن را ، و نيست خبر به آن متواتر ؛ كه قطع كند عذر را ، و نه بر آن است اجماعى ، و نه نطق نموده است به آن قرآن و نه ثابت گرديده از جانب حجت خداوند كه تسليم كنيم آن را ( يعنى آن را بپذيريم ) و وجه آن است كه توقف كنيم در آن و تجويز نمائيم آن را و نه قطع كنيم آن را ، و نه دفع كنيم آن را و بگذاريم آن را در حيز امكان ، و اما جزم نمودن ابو جعفر رحمه اللَّه بان و علم او بر اعتقاد داشتن آن پس آن مستند مىباشد بنوعى از تقليد و نيستيم ما از اهل تقليد اصلا . مفيد
الإعتقادات في دين الإمامية ( فارسى ) — صفحة 102 | الشيخ الصدوق / سيد محمد الحسنى