باب ( سىام ) اعتقاد در كيفيت نزول وحى و كتب در امر و نهى
ابن بابويه رحمة اللَّه عليه گويد : اعتقاد ما در اين باب آنست كه ميان دو چشم اسرافيل لوحى است و چون حق سبحانه و تعالى خواهد كه تكلم بوحى فرمايد آن لوح مىخورد بر جبين اسرافيل ، پس در آن لوح نگاه مىكند و ميخواند چيزى را كه در آن نوشته « 1 » و آن را بميكائيل
هامش
( 1 ) شيخ مفيد عليه الرحمه بعد از نقل كلام ابو جعفر بن بابويه رحمه اللَّه تعالى فرموده است كه : ابو جعفر اخذ نموده است اين اعتقاد را از حديثهاى شاذى چند ، و آن مخالف است با آنچه پيش ذكر نموده كه لوح نام ملكى از ملائكه خداوند تعالى است بعد از آن شيخ مفيد عليه الرحمه فرموده است كه وحى كلام آهسته است در اصل و بعد از آن اطلاق شده بر هر چيزى كه قصد شده است به آن بسوى فهمانيدن مخاطب بطريق پوشيدن آن از غير مخاطب و مخصوص داشتن او را به آن فهمانيدن دون غيرش ، و هر گاه نسبت داده شود وحى به خداوند تعالى بوده باشد در آنچه مخصوص ميگرداند به آن رسولان را صلى اللَّه عليهم بخصوصه نه غير ايشان بحسب عرف اسلام و شريعت پيغمبر ما صلى اللَّه عليه و آله يعنى حقيقت شرعيه در اين معنى است فرموده خداوند تعالى كه :وَ أَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى أَنْ أَرْضِعِيهِتا آخر آيه ( سورهء القصص آيه 7 ) پس اتفاق نمودهاند اهل اسلام بر آنكه آن وحى خوابى و سخنى بود كه شنيد آن را مادر موسى عليه السّلام بخصوصه در خوابش فرموده است خداوند تعالى كه :وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِتا آخر آيه ( سورهء نحل آيه 68 ) قصد نموده است خداوند به اين وحى الهام پوشيده را هر گاه مختص باشد به كسى كه جدا نموده و اختصاص داده است او ( را ) نه غير او را پس بوده باشد علمش حاصل از براى نحل ( زنبور عسل ) بدون كلامى كه آشكارا نموده باشد به آن متكلم پس شنوانيده باشد آن را به غير او .
و فرموده خداوند تعالى كه :وَ إِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ( سوره انعام آيه 121 ) يعنى شياطين وسوسه مينمايند بسوى دوستان خود بسبب آنچه القاء ميكنند ايشان را از سخن در بالا و منتهاى گوشهاى ايشان كه دوستان