تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
خاطر دارى ؟ ! اى سليمان ! دوستى على عليه السّلام ايمان محض و دشمنى و عداوت با او به تنهايى نفاق مىباشد ، چرا كه هرگز على عليه السّلام را دوست نمىدارد مگر مؤمن پاك و خالص و او را دشمن نمىدارد مگر كافر خبيث و زيانكار . سليمان گويد گفتم : اى امير المؤمنين ! در پيرامون اين دو حديث اعجاب‌انگيز ، سؤالى به خاطرم آمده آيا در امانم كه از شما پرسش نمايم ؟ گفت : آرى ، گفتم : نظر شما در بارهء كسانى كه على عليه السّلام و اولادش را به قتل رساندند چيست ؟ گفت : در آتش قهر الهى معذّب هستند و در اين عقيده ترديدى نيست ! گفتم : در بارهء كسانى كه اولاد اينها و اولاد اولادشان را كشته باشند ، نظرتان چيست ؟ با شنيدن اين سخن سر را به زير افكند و جوابى سربسته داد و گفت : اى سليمان ! الملك عقيم - يعنى حكومت و ملك نازاست ، اما اى سليمان با توجه به آنچه كه گفتم : هر قدر از فضايل على را كه به خاطر دارى بازگو كن [ كه در اين راستا ، گزندى به تو نخواهد رسيد ] . « 391 » صاحب كتاب نهاية الطلب و غاية السؤول حنبلى با اسناد به ابن عباس نقل كرده است كه گفت : در محضر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در حالى كه ابراهيم فرزندش بر ران راست و حسين را بر ران چپ جاى داده بود ، گاهى اين و گاهى آن را مىبوسيد بودم ، ناگهان جبرئيل نازل شد و پيامى از جانب پروردگار به آن حضرت ابلاغ نمود و بازگشت ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود : اين جبرئيل بود كه به من خبر داد كه : خدا تو را سلام مىرساند و مىفرمايد : اين دو تن را در كنار يك ديگر براى تو باقى نخواهم گذاشت ، بايد يكى را فداى ديگرى نمايى ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به چهرهء ابراهيم نگاه نمود و گريه كرد و به صورت حسين نيز نگاه كرد و گريان شد ! سپس فرمود : مادر ابراهيم كنيز است با مرگ او جز من كسى محزون نمىشود ، اما مادر حسين فاطمه و پدرش على پسر عموى من است كه گوشت و خون او گوشت و خون من است ، اگر حسينم از دنيا برود ، من ، پدر و مادرش
هامش
( 391 ) . علّامه حنبلى در غاية السؤول ، بنا بر آنچه كه در ذيل احقاق الحق ، ج 11 ، ص 316 به نقل از مناقب كاشى ، ص 239 ، مخطوط آمده اين حديث را نقل نموده است .
آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 338 | العلامة الحلي / علوى / سيد مجتبى علوي تراكمه اى