كرامتى كه جدشان و خود آنها نزد خداوند دارند به نامهاى حسن و حسين ناميده شدهاند .
اى فاطمه ! در روز قيامت پدرت به دو حلّه از حلّههاى بهشتى پوشيده مىشود و على را نيز همچنين به دو حلّه از حلّههاى بهشتى مىپوشانند ، در آن روز پرچم حمد كه در دست من است به او خواهم سپرد و به جهت كرامتى كه نزد خدا دارد ، پيروانم آن روز در زير پرچم او قرار خواهند گرفت . در آن حال منادى اعلام مىكند : اى محمّد ! جدّ تو ابراهيم نيكوترين فرد و على برادرت برترين برادر است ، اگر خداى جهانيان مرا بخواند ، على را نيز با من فرامىخواند و اگر بر زانو بنشينم ، على نيز بر زانو خواهد نشست و اگر از كسى شفاعت كنم ، على نيز از او شفاعت خواهد نمود و اگر دعايم به اجابت رسد دعاى او نيز اجابت خواهد شد نه تنها در مقام شفاعت ، بلكه در سپردن كليدهاى بهشت به افراد نيز ، با من همكارى خواهد نمود . اى فاطمه ! شادمان باش و بدان كه على و پيروانش در قيامت رستگارند .
منصور گويد : روايت ديگر اين است ، كه فاطمه عليها السّلام در يكى از روزها كه هالهاى از اندوه بر چهره داشت در گوشهاى نشسته بود ، ناگهان رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نزد او آمد و پهلوى او نشست و از علت اندوه و گريهء دخترش پرسيد ، فاطمه عليها السّلام عرض كرد : فدايت شوم ، با اين كه مىدانم به عالم بقا رحلت خواهى نمود ، چگونه گريان نباشم ؟ فرمود : دخترم گريان مباش و اندوهى به خود راه مده ، چرا كه مرگ امرى حتمى است و ترديدى در آن راه ندارد ، با شنيدن اين سخن گريهء فاطمه ، شدت گرفت ، عرض كرد : پدر جانم ! پس از مرگ وعدهء ملاقات در كجاست ؟
فرمود : بر تلّ حمد كه نزد پروردگارم از امتم شفاعت مىكنم ! عرض كرد : اگر در آن جا ديدار حاصل نشد ؟ پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود : بر پل صراط در حالى كه جبرئيل در سمت راست ، ميكائيل در سمت چپ و اسرافيل دست به دامن من و فرشتگان پشت سرم حركت مىكنند و من خاضعانه عرض مىكنم : پروردگارا ! امتم امتم ، حساب قيامت را بر آنها آسان گردان ، در آن حال به سمت راست و چپ خويش به امّت خود نگاه مىكنم و مىبينم همهء پيامبران به خود مشغولاند و مىگويند : خدايا وا نفساه وا نفساه ! تنها منم كه
آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 335
مساهمون: العلامة الحلي
ص٣٣٥