تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
خوبى است و شما دو نفر نيز سواران خوبى هستيد ! ! « 389 » از ابو سعيد خدرى نقل شده است كه گفت : من و جماعتى در محضر رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم سرگرم صحبت بوديم تا وقت خواب نيمروز فرارسيد ، بر اثر طولانى شدن زمان صحبت و با توجه به اين كه آن حضرت به خواب قيلوله عادت داشت ، خستگى بر وى عارض شد و هر لحظه به اين پهلو و آن پهلو تمايل مىنمود ، چون متوجه خستگى آن جناب شديم ، همگى برخاسته و مجلس را ترك كرديم ، همزمان با متفرق شدن ما ، فاطمه عليها السّلام را درب منزل ديديم كه به سوى منزل رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مىآمد ، على عليه السّلام كه در جمع ما بود ، فرمود : اى فاطمه علت خروج تو از خانه در اين وقت غير مناسب كه هوا گرم است چيست ؟ عرض كرد : اى على از بامداد تا به حال حسن و حسين به منزل نيامده‌اند و من به اين باور بودم كه نزد جدشان رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مىباشند ، براى كسب اطلاع از حال آنها راهى منزل پدرم شدم ، على عليه السّلام فرمود : آنها نزد جدشان نيستند برگرد و پدرت را اذيت مكن ؛ در اين بين رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم گفتگوى آنها را شنيد و با همهء ناراحتى كه داشت از منزل بيرون آمد و علت آمدن فاطمه عليها السّلام در اين هواى گرم را پرسيد ، فاطمه عليها السّلام ماجرا را تعريف نمود و عرض كرد : يا رسول اللَّه ! فرزندانت حسن و حسين ، از بامداد تا به حال به خانه نيامده‌اند ! گمان كردم نزد شما باشند ، براى اطمينان خاطرم خدمت شما آمدم ! رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود : دخترم ، خداى متعال آنها را از هر گزند ، محافظت خواهد نمود ، اكنون با اطمينان خاطر به خانه برگرد ، ما سزاوارتريم كه از حال آنها تفحص كنيم ، فاطمه عليها السّلام به خانه بازگشت ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به راهى و على عليه السّلام به راه ديگر روانه شدند و ما همگى در پى آنها رفتيم بعد از اندكى جستجو آن دو را در كنار ديوارى در حالى كه
هامش
( 389 ) . در مقتل خوارزمى اثرى از اين حديث نيست ؛ مناقب ابن مغازلى ، ص 377 ، حديث 426 ؛ ذيل احقاق الحق ، ج 19 ، ص 220 .
آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 327 | العلامة الحلي / علوى / سيد مجتبى علوي تراكمه اى