« 386 » و از ابو هريره نقل شده است كه گفت : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را ديدم آب دهان حسن و حسين عليهما السّلام را مىمكيد ، مانند كسى كه خرما مىمكد .
« 387 » و از أسامة بن زيد منقول است كه گفت : شبى از شبها به خاطر حاجتى ، در خانهء رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را كوبيدم ، آن حضرت از خانه بيرون آمد ، نيازم را گفتم و آن حضرت حاجتم را برآورده ساخت ؛ در آن حال حضرتش را ديدم چيزى بر خود پيچيده بود كه نام آن را نمىدانستم ! عرض كردم : يا رسول اللَّه ! اين لباس چه نام دارد ؟ رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم لباس خود را باز كرد ، ديدم حسن و حسين را در بغل داشت ، سپس فرمود اين دو فرزند ريحانهء من و ريحانهء دخترم مىباشند ! خدايا تو مىدانى كه من آنها را دوست مىدارم تو هم محبت را از آنها دريغ مكن و اين جمله را سه بار تكرار نمود .
« 388 » و از جابر روايت است كه گفت : به محضر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم شرفياب شدم ، در حالى كه حسن و حسين را بر پشت خويش سوار كرده بود و مىفرمود : شتر شما مركب
هامش
( 386 ) . به اين روايت در مناقب و مقتل خوارزمى دست ، نيافتم ؛ مناقب ابن مغازلى ص 373 ، حديث 420 ؛ ترجمة امام حسن عليه السّلام من تاريخ دمشق ، ص 107 ، روايت 179 و 180 ؛ منتخب كنز العمال در حاشيهء مسند احمد ، ج 5 ، ص 103 ، نظم درر السمطين زرندى ، ص 211 ؛ ميزان الاعتدال ، ج 1 ، ص 97 ؛ احقاق الحق ، ج 10 ، ص 533 و ج 11 ، ص 303 ؛ نور الأبصار ، ص 126 .
( 387 ) . مقتل خوارزمى ، فصل ششم ، ص 92 ؛ مناقب ابن مغازلى ، حديث 421 ، ص 374 ؛ كشف الغمة ، ج 2 ، ص 147 ؛ نظم درر السمطين زرندى ، ج 211 ؛ جامع الصحيح ترمذى ، ج 5 ، ص 656 ، شمارهء 3769 ؛ ذيل احقاق الحق ، ج 10 ، ص 664 و ج 19 ، ص 281 ؛ خصائص نسائى ، ص 253 ، حديث 139 ؛ تهذيب التهذيب ابن حجر ، ج 2 ، ص 254 ؛ ترجمة امام حسين عليه السّلام من تاريخ دمشق ، ص 95 ، حديث 130 ؛ مجمع الصغير طبرانى ، ج 1 ، ص 199 ؛ أسد الغابة ، ج 2 ، ص 11 ، ذخائر العقبى ، ص 121 ؛ ينابيع المودّة ، باب 54 ، ص 165 .
( 388 ) . مقتل خوارزمى ، فصل ششم ، ص 98 ؛ مناقب ابن مغازلى ، ص 375 ، حديث 423 ؛ ذخائر العقبى ، ص 132 ؛ ذيل احقاق الحق ، ج 10 ، ص 714 ؛ كنز العمّال در حاشيهء مسند احمد بن حنبل ، ج 5 ، ص 110 ؛ نظم درر السمطين زرندى ، ص 211 ؛ ترجمة امام حسن عليه السّلام من تاريخ دمشق ابن عساكر ، ص 93 ، روايت 157 و 158 ؛ ينابيع المودة ، ص 222 ، مجمع الزوائد ، ج 9 ، ص 182 ؛ مستدرك حاكم نيشابورى ، ج 3 ، ص 170 ؛ جامع الصحيح ترمذى ، ج 5 ، ص 660 ، شمارهء 3784 .