فرمود : من و على دو حجت خداوند ، بر بندگانش هستيم .
« 321 » و آن هنگام كه آيهء شريفهء : «
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ
» : « 1 » نزديكانت را بيم بده و آگاهشان كن ؛ نازل شد ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نزديكان خاصش ، فرزندان عبد المطلب را كه عدد آنها به چهل تن مىرسيد ، در خانهء ابو طالب كه بزرگ قبيله بود دعوت كرد و دستور داد با يك ران گوسفند و يك مدّ گندم و يك پيمانهء شير غذايى براى ميهمانان تهيه شود ، با اين كه آن جمع هر يك در يك وعدهء غذايى حيوان كوچكى را تناول مىكرد و از نوشيدنى يك مشك آب مىنوشيد ، ميهمانان آن غذاى اندك را خوردند و همگى سير شدند و از آن يك پيمانهء نوشيدنى نوشيدند ، امّا نه از غذا و نه از نوشيدنى چيزى كاسته نشد و با اين عمل برترى خويش را به آنها نشان داد و نخستين نشانهء نبوّت خود را آشكار كرد .
پس از صرف طعام ، به جمع حاضر رو نمود و فرمود : اى فرزندان عبد المطلب ! خداى متعال مرا به نبوّت بر همهء مردم و بويژه شما مبعوث نموده و فرموده است كه : « نزديكانت را بيم بده و آنان را آگاه كن » اكنون شما را دعوت مىكنم به دو سخن كه بر زبان آسان جارى مىشوند ، امّا در ميزان اعمال سنگين و پربار هستند كه با اين دو كلمه بر عرب و عجم مسلّط خواهيد شد و ساكنان روى زمين از امّتهاى گوناگون در انقياد شما قرار گرفته و به انعام پروردگار يعنى دخول در بهشت و نجات از دوزخ بهرهمند خواهيد گرديد و آن دو كلمه عبارتند از : شهادت به يگانگى خداى بىهمتا و ديگرى نبوّت و رسالت من . آن كس كه اين دعوت را اجابت كند و در اين أمر خطير از من پشتيبانى نمايد ، در آيندهء نزديك برادر ، وصىّ ، جانشين ، وارث و وزير من خواهد بود ، از آن جماعت حتى يك تن به سخن آن حضرت پاسخ مثبت نداد !
هامش
( 321 ) . اين روايت و در صفحهء 47 به شمارهء 25 نقل كرديم ؛ خصايص الوحى المبين ابن بطريق ، فصل ششم ، ص 96 ، شمارهء 67 ؛ الكشف و البيان ثعلبى ، ذيل تفسير آيهء 214 سورهء شعراء ؛ فرائد السمطين ، ج 1 ، ص 85 ، حديث 55 .
( 1 ) . سورهء شعراء ( 26 ) ، 214 .