« 316 » خطيب خوارزمى ، پس از نقل حديث غدير خم گويد : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بازوى على را گرفته آن جناب را چنان بر سر دست بالا برد كه سپيدى زير بغل وى نمايان گرديد ، در همان حال آيهء شريفهء : «
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي
» : « 1 » امروز دين را تكميل و نعمتم را در بارهء شما به اتمام رساندم ، نازل گرديد ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از شادمانى تكبير گفت كه دين در امروز به كمال و نعمت ولايت به اتمام رسيد و خداوند از ابلاغ رسالت به وسيلهء من راضى و خوشنود گرديد و ولايت على بن ابى طالب را بر كائنات انعام نمود . سپس دست بر دعا برداشت و عرض كرد : پروردگارا ! دوست على را دوست بدار و با دشمنان او دشمن باش و يارىكنندهء او را يارى نما ، و آن كس كه او را تنها گذارد و خوار نمايد ، خوار گردان .
« 317 » و از صحيح نسائى و ترمذى ، از جابر نقل شده است كه گفت : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در روز طائف ، على را فراخواند و مدتى با وى پنهانى به گفتگو پرداخت ، چون مدت گفتگو به طول انجاميد ، مردمى كه در آنجا بودند گفتند : چه قدر گفتگوى پنهانى او با پسر عمش به درازا كشيد ! رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در ردّ سخن آنها فرمود : به خدا قسم من او را به رازگويى انتخاب نكردم ! بلكه خداوند متعال با او راز مىگفت : يعنى خدا به من أمر نمود ، تا با او به گفتگوى پنهانى بنشينم ! در اين مورد به خصوص نيز اخبار زيادى كه از حدّ احصاء خارج است ، وجود دارد .
هامش
( 316 ) . مناقب خوارزمى ، فصل 14 ، ص 80 ؛ ترجمة امام على بن ابى طالب عليه السّلام من تاريخ دمشق ابن عساكر ، ج 2 ، ص 35 ، حديث 535 .
( 1 ) . سورهء مائده ( 5 ) ، 3 .
( 317 ) . جامع الصحيح ترمذى ، ج 5 ، ص 639 ، حديث 3726 ؛ تاريخ بغداد ، ج 7 ، ص 402 ، شمارهء 3945 ؛ تذكرة الخواص ، ص 42 ؛ أسد الغابة ، ج 4 ، ص 27 ؛ الرياض النضرة ، ج 2 ، ص 149 ؛ ذخائر العقبى ، ص 85 ؛ ينابيع المودة ، ص 58 ، باب دهم ؛ احقاق الحق ، ج 6 ، ص 525 - 531 و ج 17 ، ص 53 و 55 ؛ مناقب خوارزمى ، فصل چهاردهم ، ص 82 .