مىخواهد ، مردى سست اراده و بىپروا نيست و به خانهاى وارد نمىشود مگر بداند در مسير راه او هيچ كس نيست ، او خدا و رسولش را دوست مىدارد و خدا و رسولش نيز او را دوست دارند .
امّ سلمه گويد : در را گشودم او دو لنگهء در را گرفت و متوقف شد ، تا من به درون اطاق رسيده و در پشت پرده رفتم و چون مطمئن شد كه صدايى و حركتى در مسير راهش نيست ، به حضور رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مشرف گرديد و سلام كرد ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود : اى ام سلمه ! آيا او را شناختى گفتم : آرى او على بن ابى طالب عليه السّلام است . آنگاه فرمود : سرشت او سرشت من و گوشت و خون او و تمام ابعاد وجود او از وجود من نشأت يافته است ، او كسى است كه به وعدههاى من ، پس از من عمل خواهد كرد ، اين سخن را بشنو و بر آن گواه باش . اى امّ سلمه ! او مخزن علوم من و ولىّ مؤمنان پس از من است ، باز سخن را تكرار نمود و فرمود : بشنو و گواه باش او بعد از من با ناكثان ( اصحاب جمل ) و قاسطان ( معاويه و پيروانش ) و مارقان ( خوارج نهروان ) مىجنگد . به خدا قسم او سنّت مرا زنده نگاه مىدارد ، باز هم بشنو و گواه باش ، سپس فرمود : اگر بندهاى خداى را هزار سال بعد از هزار سال در بين ركن و مقام عبادت كند و از آن پس خدا را ملاقات كند ( از دنيا برود ) در حالى كه با على دشمن باشد ، خداوند او را به رو به دوزخ افكنده و در ژرفاى جهنم جاى خواهد داد .
« 283 » ديلمى در كتاب فردوس الأخبار ، از معاذ نقل مىكند كه گفت : رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود : دوستى على بن ابى طالب ، حسنهاى است كه با وجود آن گناهى زيانآور نبوده و دشمنى با او گناهى است كه با وجود آن هيچ حسنهاى سود بخش نخواهد بود .
هامش
( 283 ) . فردوس الأخبار ، ج 2 ، ص 227 ، شمارهء 2547 ؛ ينابيع المودة ، ص 91 و 180 ؛ مناقب خوارزمى ، فصل 6 ، ص 35 ؛ احقاق الحق ، ج 7 ، ص 257 و ج 17 ، ص 233 و 334 ، باب 148 .