تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
« 291 » و از عبد اللَّه بن مسعود نقل شده است كه گفت : از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم شنيدم كه مىفرمود : هر كس به اين باور باشد كه به من و آنچه از جانب خدا به آن مأمورم ، ايمان آورده است ، امّا با على دشمنى ورزد ، او در اين گمان خويش دروغگوست و بهره‌اى از ايمان نخواهد داشت . « 292 » و از ابى برزه نقل شده است كه گفت : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در يكى از روزها در حالى كه در محضرش بوديم فرمود : به خدايى كه جانم در تحت قدرت اوست سوگند ياد مىكنم كه در روز قيامت ، هيچ بنده‌اى ، گام از گام برنمىدارد ، مگر اين كه خداى متعال ، در مورد چهار چيز از او پرسش مىكند : از عمرش كه در چه چيز سپرى كرد و از بدنش كه در چه كارى فرسوده نموده است و از مال و ثروتش كه از كجا به دست آورده و در كجا مصرف نموده است و از محبت اهل البيت ؟ ! در آن حال عمر از جا برخاست و گفت : علامت و نشانهء محبت شما در چيست ؟ پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در حالى كه دست مباركش را بر سر على مىنهاد و او در كنارش جاى داشت ، فرمود : دوستى با من پس از وفاتم ، محبّت به اين بزرگ مرد است و اطاعت از او اطاعت از من و مخالفت با او مخالفت با من مىباشد . « 293 » و از عبد اللَّه بن عمر نقل شده است كه گفت : از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم پرسيدند كه خداى متعال ، در شب معراج با چه لغت و زبانى با تو سخن گفت ، فرمود : به لغت و زبان على ، مرا مخاطب ساخت ! در آن حال الهام شدم كه بپرسم خدايا ! تو با من سخن مىگويى يا على با من صحبت مىكند ؟ خداوند فرمود : اى احمد ! حقيقت من غير از اشياى ديگر است ! نه با مردم قياس مىشوم و نه با چيزهاى مشابه توصيف مىگردم ! من تو را از نور
هامش
( 291 ) . مناقب خوارزمى ، فصل ششم ، ص 35 ؛ احقاق الحق ، ج 6 ، ص 549 . ( 292 ) . مناقب خوارزمى ، فصل ششم ، ص 25 ، مقتل الحسين خوارزمى ، ص 42 ؛ مجمع الزوائد ، ج 10 ، ص 346 ؛ احقاق الحق ، ج 7 ، ص 235 . ( 293 ) . مناقب خوارزمى ، فصل ششم ، ص 37 .