تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
محرمانهء خود ، صدقه‌اى تقديم نماييد . » « 115 » امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : خداى متعال با عمل كرد من ، تكليف از اين امّت برداشت [ چرا كه اگر من به « آيهء نجوى » عمل نمىكردم ، همچنان به قوّت خود باقى مىماند و هيچ كس از عهدهء عمل كردن به آن برنمىآمد يعنى با هر بار نجواى با رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم هميشه تصدّق نمايد ، بنا بر اين من بودم كه بار گران را از شانهء اين امت برداشتم ] و تنها مصداق اين آيه من هستم نه أحدى قبل از من و نه فردى بعد از من مصداق آن نبوده و بر كس ديگر منطبق نيست . « 116 » عبد اللَّه بن عمر گفت : على بن ابى طالب سه ويژگى داشت كه اگر يكى از آن سه ويژگى براى من بود ، از داشتن شتران سرخ مو ، نزدم ارزشمندتر و محبوب‌تر بود ! يكى ازدواج او با فاطمه عليها السّلام ، ديگرى افتخار پرچم دارى روز خيبر و فتح آنجا به دست او و سومى آيهء نجواى است كه جز به على ، بر هيچ كسى ديگر منطبق نگرديد . « 117 » على عليه السّلام هميشه با دست شريف و نيرومندش ، به درخت كارى و باغ دارى
هامش
( 115 ) . شواهد التنزيل ، ج 2 ، ص ؟ ذيل آيهء شريفه ، حديث 594 گويد : ابو يحيى حيكانى ، از يوسف بن احمد صيدلانى ، در مكه ، از ابو جعفر عقيلى ، از محمد بن اسماعيل ، از يحيى بن عبد الحميد ، از اشجعى ، از سفيان بن مغيرهء ثقفى ، از سالم بن ابى الجعد از على بن علقمة ، از على بن ابى طالب نقل كرده است كه فرمود : لما نزلت «إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً» قال رسول اللَّه : ما تقول ؟ ( أ يكفي ) دينارا ؟ قلت : لا يطيقونه ، قال : فكم ، قلت : شعيرا ، قال : إنّك لزهيد . فنزلت «أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ» الآية ، قال على : فبي خفّف اللَّه عن هذه الامّة ، فلم ينزل في أحد قبلى و لا ينزل في أحد بعدى . ؛ مناقب خوارزمى ، فصل 17 ، ص 267 ، حديث 261 و 262 ؛ المصنف ابن ابى شيبه ، ج 6 ، ورق 160 / 11 ، رقم 12175 و ج 12 ، ص 81 ، چنان كه در شواهد التنزيل آمده است . اين حديث با شمارهء 434 ، نيز خواهد آمد . ( 116 ) . كشف الغمّة ، ج 1 ، ص 168 . ( 117 ) . اين جريان از تعدادى روايات كه بر سخاوت ، بخشش و صدقات وى دلالت دارد ، فهميده مىشود ، نك : ترجمة امام على عليه السّلام من تاريخ دمشق ابن عساكر ، ج 3 ، ص 227 به بعد ، حديث 1230 به بعد ؛ بحار الانوار ، ج 41 ، ص 32 ، باب 102 ، مناقب ابن شهر آشوب ، ج 2 ، ص 122 ، در فصلى به عنوان مسابقه در اعمال نيكو و پسنديده ، از امام صادق عليه السّلام بازگو نموده كه فرمود : إنّه اعتق الف نسمة من كدّيده جماعة لا يحصون كثرة و قال له رجل : - و رأى عنده وسق نوى - ما هذا يا أبا الحسن ؟ قال : مائة نخل ان شاء اللَّه ، فغرسه فلم يغادر منه نواة واحدة ، فهو من اوقافه و وقف مالا بخيبر و بوادى القرى و وقف مال ابى نيزر و البغيبغة و أرباحا و أرينة و رغد و رزينا و رياحا على المؤمنين و أمر بذلك اكثر ولد فاطمة من ذوى الأمانة و الصلاح و أخرج مائة عين بينبع و جعلها للحجيج ، و هو باق الى يومنا هذا و حفر آبارا في طريق مكة و الكوفة و بنى مسجد الفتح في المدينة و عند مقابل قبر حمزة و في الميقات و في الكوفة و جامع البصرة و في عبّادان و غير ذلك . « على عليه السّلام با دسترنج خويش هزار برده و بلكه عدهء زيادى كه به شماره نمىآيند آزاد كرد . مردى در حالى كه نزد آن حضرت ، مقدارى هستهء خرما ديد از آن حضرت پرسيد اى ابو الحسن اين چيست ؟ فرمود : ان شاء اللَّه صد اصلهء درخت نخل است ، سپس آنها را كاشت و حتى يك دانه از هسته‌ها را نگاه نداشت و آن را وقف عام كرد . آن حضرت در خيبر و وادى القرى ، اموالى را وقف نمود و همچنين اموال ابى نيزر ، بغيبغه ، ارباح ، أرينه ، رغد ، رزين و رياح را بر مؤمنان وقف نمود و فرزندانش از فاطمه عليها السّلام را كه افرادى صالح و امين بودند ، به اين كار مأمور كرد . وى صد چاه آب در ينبع حفر كرد و وقف حجّاج بيت اللَّه الحرام نمود كه تا امروز نيز باقى است ؛ همچنين در راه مكه و كوفه چاههاى آبى حفر كرد و در مدينه مسجد فتح را ساخت و در مقابل قبر حمزه و ميقات و كوفه مساجدى بنا كرد و همچنين جامع بصره و عبّادان را ساخت و كارهاى خيريهء ديگرى انجام داد » .