علّامه زمان خويش ، محقق نكته پرداز و داراى تصانيف و كتب فراوان كه رياست اماميه در معقول و منقول در آن زمان به وى منتهى گرديد پدر بزرگوارش رحمة اللَّه عليه فقيهى محقق و مدرسى عظيم الشأن بود « 1 » .
در زمان وى ، سلطان خدابنده ، مذهب شيعه را اختيار نمود و در سال 708 قمرى سكه به نام ائمهء اثنى عشر عليهم السّلام زد آن را رواج مملكت نمود . در آن زمان بود كه امّت اسلام از بدعتهاى حكّام جور پس از پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نجات يافت و سلطهء جائرانهء آنها از رهبرى روحانى منفصل گرديد و مسلمانان به پارهاى از آزاديها كه خلفاى بنى عباس از آن جلوگيرى مىكردند ، دست يافته و نفس راحتى كشيدند ! آرى اگر خلفاى عباسى به سلطهء سياسى قناعت مىكردند و رهبرى روحانى و امامت را به اهلش ، شايد اين همه كشتار بىرحمانه [ در بين پيروان مكتب اهل بيت ] واقع نمىشد « 2 » .
ابن حجر گويد : حسن بن يوسف بن مطهر حلّى ، عالم شيعه ، رهبر و مصنف آنان است ، او در ذكاوت و زيركى آيتى از آيات الهى بود . وى مختصر ابن حاجب را شرحى پسنديده نوشت و مطالبى در نهايت زيبايى نگاشت به صورتى كه نوشتههاى او در حال حياتش شهرت بهسزايى يافت . او كسى است كه ابن تيميّه كتابى به نام « الرّد على الرافضى » عليه او نوشت . ابن مطهر در بين مسلمانان به حسن خلق و نام نيكو شهرت داشت . زمانى كه بعضى از كتابهاى ابن تيميّه را مطالعه كرد ، فرمود : اگر او مىفهميد من چه گفتهام ، او را پاسخ مىگفتم ! [ بزرگترين عذر او جهل اوست ] « 3 » .
و نيز گويد : حسن بن يوسف بن على مطهر حلّى رافضى مشهور كه رياست شيعهء اماميّه ، در زمان خودش در اختيار وى بود ، به علوم عقلى ، شناختى كامل داشت . او در شرح ، توضيح و حل الفاظ مختصر ابن حاجب موصلى شرحى نيكو نوشت و كتابى در فضايل على عليه السّلام تصنيف نمود كه ابن تيمية بر اين كتاب ردّى نگاشت و آن را در كتابى
هامش
( 1 ) . معجم رجال الحديث ، ج 5 ، ص 158 .
( 2 ) . طبقات اعلام الشيعه ، قرن الثامن ، ص 52 .
( 3 ) . لسان الميزان ، ج 2 ، ص 315 .