بنابراين نذر كردن كسى كه أو را مجبور كرده اند يا به واسطه عصبانى شدن بي اختيار نذر
كرده صحيح نيست .
" مسأله 2824 " فرد سفيهى كه معمولا مال خود را در كارهاى بيهوده مصرف مىكند
چنانچه نذر كند ، نذرهاى مربوط به مالش صحيح نيست . همچنين است كسى كه
حاكم شرع أو را از تصرف در اموالش منع كرده است .
" مسأله 2825 " نذر زن بدون اجازه شوهر محل اشكال است ، ولى اگر با اجازه
شوهر نذر كند شوهر نمىتواند آن را به هم بزند يا أو را از عمل به نذر باز دارد .
" مسأله 2826 " اگر فرزند با اجازه پدر نذر كند بايد به آن عمل نمايد ، بلكه اگر بدون
اطلاع واجازه هم نذر كند بنابر احتياط واجب بايد به آن نذر عمل كند ، مگر اين كه پدر نهى
كند وبا نهى أو عمل از رجحان بيفتد .
" مسأله 2827 " پدر يا مادر نمىتوانند از طرف فرزند خود وبدون اجازه أو نذر كنند ،
پس اگر نذر كنند دختر خود را مثلا به سيد شوهر دهند ودختر پس از مكلف شدن راضى
نشود نذر آنان اعتباري ندارد .
" مسأله 2828 " انسان كارى را مىتواند نذر كند كه انجام آن برايش ممكن باشد ،
بنابراين كسى كه نمىتواند پياده به مكة برود اگر نذر كند پياده برود نذر أو صحيح نيست .
" مسأله 2829 " نذر در مورد كارهايى صحيح است كه شرعا مطلوب باشد ، بنابراين
اگر نذر كند كار حرام يا مكروهى را انجام دهد يا كار واجب يا مستحبى را ترك كند نذر أو
صحيح نيست .
" مسأله 2830 " اگر نذر كند كار مباحى را انجام دهد يا ترك نمايد ، چنانچه انجام
وترك آن از هر جهت مساوى باشد نذر أو صحيح نيست ، واگر انجام آن از جهتي بهتر
باشد وانسان به قصد همان جهت نذر كند - به عنوان مثال نذر كند كه فلان غذا را بخورد تا
براي عبادت نيرو پيدا كند - نذر أو صحيح است ، ونيز اگر ترك آن از جهتي بهتر باشد
وانسان به قصد همان جهت نذر كند كه آن را ترك نمايد - مثلا براي اين كه استعمال دخانيات
ضرر دارد نذر كند كه آن را استعمال نكند - نذر أو صحيح مىباشد .
" مسأله 2831 " اگر نذر كند عملي را انجام دهد بايد به همان گونه كه نذر كرده
بجا آورد وتغيير آن جايز نيست ، پس اگر نذر كند روز أول ماه صدقه بدهد ويا روزه
بگيرد ، چنانچه قبل يا بعد از آن بجا آورد كفايت نمىكند ، همچنين اگر نذر كند وقتي بيمار
أو خوب شد صدقه بدهد ، چنانچه پيش از بهبودى أو صدقه را بپردازد كافى نيست .
" مسأله 2832 " اگر نذر كند روزه بگيرد ووقت ومقدار آن را معين نكند گرفتن يك
توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 505
مساهمون: الشيخ المنتظري
ص٥٠٥