تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
است ، ورهن گيرنده حق ندارد بدون اجازه أو از آن استفاده كند ، همچنين هيچ يك از دو طرف حق فروش يا بخشش مال رهنى را بدون اجازه طرف ديگر ندارند ، هر چند اگر يكى از ايشان آن را ببخشد يا بفروشد وبعد ديگرى رضايت دهد اشكال ندارد . " مسأله 2322 " رهن در دست رهن گيرنده امانت است ، پس در صورت تلف شدن يا معيوب شدن چنانچه كوتاهى يا زيادة روى نسبت به آن نكرده باشد ضامن نيست . " مسأله 2323 " اگر طلبكار چيزى را كه گرو برداشته با اجازه بدهكار بفروشد ، پول آن هم مثل خود مال گرو مىباشد ، همچنين است اگر بي اجازه بفروشد وبدهكار بعدا رضايت دهد . " مسأله 2324 " عقد رهن پس از تحويل دادن آن از طرف رهن دهنده - يعنى بدهكار - قابل به هم زدن نيست ، ولى رهن گيرنده - يعنى طلبكار - مىتواند آن را به هم بزند . " مسأله 2325 " رهن با مرگ رهن دهنده يا رهن گيرنده باطل نمىشود ، وطلبكارى كه نسبت به مال رهن حق دارد چنانچه بميرد اين حق به ورثه اش منتقل مىشود ، وچنانچه رهن دهنده بميرد مال رهن به ورثه أو منتقل مىشود ، ولى همچنان در رهن مىباشد . " مسأله 2326 " اگر رهن دهنده هنگام سر رسيد وأم وپس از مطالبه طلبكار بدهى خود را نپردازد سه صورت دارد : الف - در صورتي كه طلبكار در فروش مال رهن از بدهكار وكالت داشته باشد ، مىتواند مال رهن را بفروشد وطلب خود را بردارد وبقيه را به بدهكار بدهد . ب - اگر وكالت نداشته باشد ، بايد از بدهكار اجازه بگيرد وپس از فروش طلب خود را بردارد وبقيه را به بدهكار بدهد . ج - چنانچه از بدهكار وكالت ندارد وأو هم اجازه نمىدهد يا أصلا دسترسى به أو ندارد ، بايد براي فروش از حاكم شرع جامع الشرايط اجازه بگيرد ، واگر به حاكم شرع يا نماينده أو دسترسى ندارد از عدول مؤمنين اجازه بگيرد . " مسأله 2327 " اگر طلبكار يا شخص ديگرى در فروش مال رهن از طرف رهن دهنده وكيل شود وشرط كنند كه حق به هم زدن آن را نداشته باشد ، تا زنده است وطلبكار طلب خود را نگرفته وكالت أو باقي است ، ودر صورتي كه وكيل يا موكل بميرد وكالت به هم مىخورد . " مسأله 2328 " اگر بدهكار ورشكسته شود وتمام اموالش تنها به اندازه بدهيهايش باشد ، شخص طلبكار نسبت به مال گرو بر ديگران مقدم است ، ولى اگر در اين صورت بدهكار بميرد مقدم بودن شخص طلبكار نسبت به مال گرو محل اشكال است .
توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 414 | الشيخ المنتظري