ظبابا : يا به كسر مهمله « 1 » است به معنى قطعهء مستطيله از ارض يعنى پارچهاى دراز از زمين ويا به فتح معجمه « 2 » است از ظب و « ظبظب إذا حمَّ » به جهت حُمّى وتبى كه بود قبل از حلول شريف وپيش از وصول قدم مُبارك آن حضرت - صلىاللَّه عليه وآله وسلم .
العاصمة : يا براي آنكه پناه شد مهاجرين را از آفت مشركين ويا براي آنكه أو درع حصينه است ، چنان كه گذشت ويا به جهت آنكه به معنى معصوم است كه در نمىآيد « 3 » به آن دجّال وطاعون .
العذراء : منقول است از تورات .
العرّاءِ : بر وزن ماقبلش .
العروض : همچو صبور .
الغرّاءِ : با تأنيثِ اغرَّ به معنى صاحب غُرّه به جهت نورانيّت وسيادت أو نسبت به غيرش .
الغلبة : به تحريك به جهت غالبهء أو بر بلاد در اسلام وجاهليّت ومدينه به اين اسم .
در جاهليّت نيز مُسمّا بود براي غلبهء يهود بر عماليق وغلبهء أوس وخزرج بر يهود در آن زمين با سكينه وتمكين .
الفاضحة : به فا وضاد معجمه وحاء مهمله به سبب فضيحت كردن آن مبتدعان وبداعتقادان را به اظهار مضمر ايشان واين أحد معاني نفى كردن مدينه است خبث را .
القاصمه : به قاف وصاد مهمله به جهت درهم شكستن آن هر جبار مُتّمِرَدْ را وهر كسى كه ارادهء بدى كند به أهل آن قُبِّةُ الإسلام .
القرية : در حديث آمده كه حق - سبحانه وتعالى - پاك ساخته است اين قريه را از شرك .
قرية الأنصار وقرية الرّسول : - صلى اللَّه عليه وآله وسلم - در حديث به اين معنى أشارت است .
هامش
( 1 ) - م : ندارد .
( 2 ) - م : از زمين وتا فتح معجمه ندارد .
( 3 ) - هر سه نسخه : نمىدرآيد .