مهروز : به ضم را ودر آخر زاي معجمه موضع بازار مدينه است .
مهزور : به فتح ميم وسكون ها از اوديهء مدينه است .
مهزول : به لام واديى است در پيش چاهى كه در حماى ضريه است .
مَهيَعه : همچو مرحله ويا مَعِيشه اسم جُحفه است .
مَيْطان : به فتح ميم ويا به كسر وسكون مثناة تحتيه وطاء مهمله والف ونون كوهى است در محاذى شوران در شرقي قريظة .
حرف النون
نابع : به صيغهء فاعل موضعي است در قرب مدينه .
ناجيه : به جيم موضعي است يا آبى است در بلد بنى أسد پايانتر از حبس .
نازيه : به رأى معجمه ومثناة مخففه تحتيّه مواضع واسع است در راه مكّه .
نازيين : « 1 » موضعي است كه در آنجاست قبر أبى معاوية عبيدة الحارث ؛ چنان كه در مسجد صفرا مذكور شد .
ناصفه : « 2 » از اوديهء عقيق است .
ناعم : به صيغهء فاعل از قلعههاى خيبر است .
ناعمه : حديقه يعنى باغي است در عوالي ودر جنب اوست نويعمه . مصغر ناعمه ودر جنب أو وامروز معروفاند به نواعم .
نباع : به كسر از اوديهء عقيق است .
نُبيَعْ : همچو زبير موضعي است در قرب مدينه .
نُجّيَرْ : همچو زبير آبى است در محاذى صفينه .
نُخال : به ضم واديى است كه به صفرا مىريزد .
نَخْل : موضعي است در نجد دو روزه مدينه در واديى كه أو را شدخ گويند ومروى شده كه پيغامبر - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - آنجا را به نزول مبارك مُشرّف ساختهاند .
نَخْلى : همچو سَكْرى از اوديهء اشعر است كه به ينبع مىريزد .
نُخيلْ : تصغير نخل چشمهاى است پنج ميل از مدينه ومنزلي است در راه فيد كه در
هامش
( 1 ) - ل : نازيتين .
( 2 ) - ل : ناضفه .