هُدُن : به ضمتين ودال مهمله آبى است در پس وادى القرى .
هرب : از اوديهء اجرد است كه به غور مىريزد « 1 » ، [ 159 - ب ] .
هَرّشى : همچو سكرى پشته كوهى است در زمين هموار كه دو ميل پايانتر از اوست وَدّان در جانب آفتاب نشستنن وميان أو وبحر ، صحرايى است وثنيّهء هرشى به أو منسوب است وبعد ازآن بهمقدار يك ميل عَلَمى است در راه مكّه كه گويند علامت نصف راه است .
هلوان : از اوديهء عقيق است .
هَكْر : به فتح ها وسكون كاف وراء مهمله موضعي است معروف ودر آنجا آبى است ، چهل ميل راه از مدينه .
هَكران : به فتحتين كوهى است در محاذى قبا .
هَمَج : بهفتحتين آبچشمهاى است كه در آنجا نخلستان است در ناحيهء وادى القرى .
هيفا : بهمثناة تحتيّه وفا موضعي است تكميل راه از بئر مطلب وهفت ميل از مدينه .
حرف الواو
وابل : موضعي است در أعالي مدينه .
واتده : ووتده به غير الف نيز مروى شده ودر اعلاى نقيع است .
وادى بلا أضافت : علم واديى است كه در آنجاست فج روحا .
وادى احَيْلَيَيْن : به ضم همزه وفتح حاء مهمله وسكون مثناة تحتيّه ولام ومثناتين تحتيين ونون در نار حجاز در أوايل كتاب مذكور شد .
وادى ازرق : بعد از امج است به ميلى .
وادى الجزل : به جيم ورأى معجمه واديى است كه در آنجاست رحبه وسقيا الجزل در قرب وادى القرى است .
وادى القرى : واديى است كثيرالقرى ويا بلدي است ميان شام ومدينه . مروى است كه چون أسامة بن زيد - رضىاللَّه عنهما - از غزوهء روم برگشت از وادى القرى به سرعت سير در هفت شب به مدينه آمد وايضاً مروى شده كه مادون وادى القرى حجاز است .
[ واردات : هضبههاى خرد در حماى ضريه ] .
هامش
( 1 ) - وفاء الوفاء : هرب ومطالب مربوط به آن را ندارد .