فُلْجان : به ضم فا وسكون لام وجيم زمين سُقْياى سعد است در حرهء غربيّه .
فَلْجه : به فتح فا وسكون لام از اوديهء عقيق است وفلاج نيز گفتهاند بر وزن كتاب وامّا فلاج كه در اعلاى وادى ذي رولان است جلگه والنگى « 1 » است كه در أيام بهار در آنجا مردم جمع مىشوند ودر آنجا مغاكى است كه آب جمع مىشود از جمله غديرى است كه مختبى مىنامند . « 2 » فليج : « 3 » و « 4 » به تصغير كاريزى است كه چركينهاى وادى مدينه در آنجا جمع مىشود .
[ فويرع : « 5 » به ضم اطم بنى غنم از بنى النجار است . ]
فيفا الخبار : فيفا به معنى صحراست وخبار در حرف خاء معجمه مذكور شد .
حرف القاف
قائم : به صيغهء فاعل مالي است در قبلهء قبا .
قاحه : واديى است سه مرحله راه از مدينه به مقدار يك ميل از سقيا در جهت مدينه وآن را وادى العباديد نيز گفتهاند .
قار : از قراى مدينه است .
قاع : موضع مسجد بنى حرام است در غربى مساجد فتح ودر راه مكة نيز موضعي است وقاع النقيع در ديار بنى سليم است .
قبا : به ضم قاف وقصر همزه ومدّ آن قريهاى است در عوالي مدينه ومسجد قبا وفضل آن در غايت شهرت است چنان كه سبق ذكر يافته وصاحب تاريخ مىگويد از در مسجد شريف نبوي - على صاحبه أفضل الصّلوات - يعنى باب جبرئيل تا در مسجد قبا از راه شرقي پيمودم هفت هزار [ 153 - آ ] ودويست گز بود به اندك زيادتى كه دو ميل
و
هامش
( 1 ) - د وم : جلگه : يعنى سبزهزار ؛ النگ : سبزهزار .
( 2 ) - در نسخه د از ودر آنجا مغاكى . . . تا مىنامند ندارد .
( 3 ) - د : ندارد .
( 4 ) - ل ، د : فليح .
( 5 ) - ل : ندارد ودر م بعد از فليج آمده است .