است .
قَرَد : به فتحتين وذو قرد آنجايى است كه در غزوهء غابه مسلمانان تا آنجا رسيدهاند وگويند ميان مدينه وخيبر است دو روزه يايك روزه راه از مدينه .
قَرْده : [ 153 - ب ] همچو سجده وبه فانيز گفتهاند . روايت كردهاند در قاف آبى است از آبهاى نجد كه سريّهء زيد بن حارثه - رضىاللَّه عنه - در آنجا بوده .
قَرصَه : به تحريك را واهمال صاد محل غله وزراعت سعد بن معاذ است - رضىاللَّه عنه .
قَرْقرة الكدر : « 1 » در حرف كاف خواهد آمد وقرقره ايضاً جايى است در خيبر .
قُسْيان : همچو عثمان به قاف ومهمله ومثناة تحتيّه وقُسَيّان مصغر أول از اوديهء عقيق است .
قصر إسماعيل بن وليد : در سر بئر اهاب است .
قصر إبراهيم بن هشام : در حويلهاى بنى أمية بن زيد است .
قصر بنى حُدَيله : به ضم حاء مهمله در بئر حا مذكور شد .
قصر خلّ : به خاء معجمه مىگويند كه قلعهاى بود در خلّ در ظاهر حرّهء غربى بطحان در راه دومه كه معاوية أو را به دست نعمان بن بشير - رضىاللَّه عنهما - ساخته بود . وجه تسميهاش آن است كه أو در سر راهى بود از حرّهء وهر راهى كه در حرّه يا در ريگستان باشد أو را خلّ گويند وگفتهاند كه اينجا مدتي زندانى بود .
قصر ابن عراك : در نسخهء ياقوت ، ابن عوان است واين قصر در مقبرهء بنى عبد الأشهل است در راه أحد .
قَصْرهاى عقيق : بدان كه در بيان عرصهء عقيق وقصور واوديه ومواضع آن صاحب تاريخ يك فصل علىحدّه نوشته ، حاصلش آنكه به سبب كمال لطافت وورود أحاديث بسيار وآثار صحابهء اخيار در شأن آن « 2 » حُكّام مدينه وأصحاب غنا به آنجا كمال اعتنا
هامش
( 1 ) - در عربى « الكديد » آمده ج / 3 ص 1288 در چند صفحه بعد ص 1294 ، الكدر نوشته شده است .
( 2 ) - ل : أو .