شعر : كوهى است مُشرف بر معدن ماوان « 1 » .
شَغبا : به فتح شين وسكون معجمه وفتح موحده قريهاى است ميان مدينه وايله وايضاً بدا قريهء ديگر است كه بينهُما يك مرحله راه است .
شُفَر : همچو زفر جمع شفير ، كوهى است در ته حماى أم خالد كه از آنجا به بطن وادى عقيق فرود مىآيند .
شُقَر : به قاف ايضاً به وزن زفر آبى است در ربذه وكوهى مشرف بر معدن ماوان .
شقرا : تأنيث أشقر آبى است در باديه وهمچنين سعديه نيز آبى است كه بينهُما قُورقى است كه پيغامبر - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - به عمرو بن سلمهء كلابى دادهاند .
شقراة : كوهكى است در غربى نقيع .
شُقْرة : به ضم وبعد از آن سكون ، موضعي است در ميان كوههاى حمر يعنى سرخ در راه فيد هيجده ميل از نخل ودو روزه راه از مدينه ودر روز غزوهء أحد بعضي مردم گريخته تا اينجا رسيده بودهاند .
شِقَ : به فتح يا به كسر از قلعههاى خيبر است ويا موضعي است كه در آنجا قلعههاست از قلعههاى خيبر .
شلوَل : [ 148 - آ ] همچو صبور موضعي است در نواحي مدينه .
شمّاء : به تشديد ومَدّ بعضي ديگر گفتهاند شيماست به ياى تحتانيه ، به هر حال پشتهاى است سرخ در حماى ضريه در ناحيهء عرفجا .
شَمّاخ : به فتح وتشديد وخاى معجمه اطمّى است در قبله خانههاى بنى سالم .
شَمنَصير : به فتح شين وميم ونون ساكن وصاد مهملهء مكسوره وبعد از آن مثناة تحتيّه وبعد از آن راء مهمله كوه سايه است .
شناصير : « 2 » از نواحي مدينه است .
شنوكه : به فتح شين وضم نون وسكون وأو وفتح كاف كوهى است بعد از شرف
هامش
( 1 ) - ل ، م : باوان .
( 2 ) - ل : شناصر .