يا اسم واديى است از واديهاى آنجا . امام نووى گفته : خم نام غيضهاى است برسه ميلى كه نزد أو غديرى است مشهور ومضاف است به آن غيضه .
خندق : يعنى خندق كه پيغامبر - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - به مشاورت سلمان فارسي - رضىاللَّه عنه - در غزوهء احزاب در بيرون مدينه حفر نمودهاند در حدود آن وعدد أيام شغل در آن اختلاف بسيار نمودهاند ودر أصل اين كتاب مذكور است واز براي اختصار همين اقتصار نموده شد .
خويفه : صاحب مسالك وممالك « 1 » از توابع مدينه عد كرده است .
خيبر : اسم ولايتي است مشتمل بر قلعهها ومزرعهها ونخيلها در سه روزهء مدينه ، در يسار حاج شامي وگويند كه خيبر به زبان يهود قلعه را گويند وايضاً گفتهاند كه مُسمّا شده به اسم كسى كه أول بار به آنجا نزول كرده وأو خيبر برادر يثرب است وپيغامبر - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - قريب يك ماه به نزول ركاب ميمون آن ديار را مُشرّف ساخته ، قلعههاى آن را همه فتح نمودند ومىخواستند كه أهل آن را از آنجا جلا كنند . ايشان گفتند : ما را بگذار كه اينجا كار كنيم كه اينجا عالميم . پس آن حضرت ايشان را در آنجا تقرير نموده بر نصف ثمر وحب معامله نموده گفت كه شما را اقرار مىكنيم تا آن وقت كه مىخواهيم ودر روايتي آنكه تا آن زمان كه خدا مىخواهد . پس ايشان در آنجا بودند تا آن زمان كه عُمَر ايشان را جلا نمود .
خَيْط : به لفظ خيط « 2 » به معنى ريسمان ، اطمى است از آن بنى سواد مُشرف است بر حره در مشرقى مسجد قبلتين .
خيل : به لفظ خيل به معنى أسب ، مضاف است به أو بقيع الخيل مذكور در سوق مدينه نزد دار زيد بن ثابت وايضاً كوهى است ميان مجنب « 3 » وصرار كه در مغازى مذكور « 4 » است [ 139 - ب ] وروضة الخيل از أراضي نجد است .
هامش
( 1 ) - كتاب مسالك والممالك : از چند مؤلف به خصوص ابن خرداذبه است .
( 2 ) - ل وم : حنط .
( 3 ) - ل : محنب .
( 4 ) - ل : كور .