خشرْمه : واديى است قريب ينبع كه سيلش به دريا مىريزد .
خُشين : تصغير خشن است كه غزا نمود زيد بن حارثه - رضىاللَّه عنه - جذام را از زمين خشين .
خصى : به لفظ خصى به معنى خايهء بريده ، اطمّى است [ 138 - ب ] در شرقي مسجد قبا بر سر بئر الخصي واطمّى است از آن بنى حارثه .
خضرة : « 1 » به فتح أول وكسر ثاني از ديههاى آره است وزمينى است در نجد ، از آن محارب كه سريهء أبى قتادة - رضىاللَّه عنه - در آنجا واقع شده ، ابوداوود روايت كرده كه تغيير داد پيغامبر - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - اسم زمينى را كه مُسمّا بود به عفره وناميد خضره وشعب الضلالة را شعب الهدى نام نهاد وبنى الزنيه را بنىالرشده تسميه نموده .
خفينن : به فتحتين خا وفا وسكون ياى تحتانيه وبه فتحه نون أولى واديى است يا قريهاى ميان مدينه وينبع وقولي آنكه دو شعب است كه يكى به ينبع مىريزد وديگرى بر خشرمه .
خَفيّه : ضد جليّه از واديهاى عقيق است .
خلايق : جمع خليقه است كه عنقريب خواهد آمد وخليقه از آن عبداللَّه بن أبي أحمد بن جحش است كه در آنجا مزارع وقصور ونخيل است از آن مردم بسيار از آل زبير وآل احمد وسيل عقيق بر آنجا مرور مىكند ومطرى گفته كه سيل نقيع به بئر عليا معروف ، به خليقه مىرسد ودر اين موضع آبار كثيرة يكى از آنها خليقه است .
خَلص : به فتح خا وسكون لام وصاد مهمله واديى است از آره .
خل : موضعي است ميان مكّه ومدينه قريب مرجح .
خليقه : به قاف بر وزن سَليقه همان است كه در خلايق مذكور شد وشيخ مجد الدين گفته : منزلي است در دوازده ميلى مدينه « 2 » .
خُم : يا نام مردى است كه مضاف شده است به أو غدير خم كه قريب جُحفه است
و
هامش
( 1 ) - ل : حضرة .
( 2 ) - ل : در دوازده ميلى مدينه منزلي است .