گفتهاند كه نصف مدينه حجازي است ونصفش تهامي وقولي آنكه نَجدى است .
حَجر : به كسر حا وسكون جيم قريهاى است محاذى ارحضيه « 1 » ، مشتمل بر چاهها وچشمهها ، مُتعلق به بنى سليم ومعروف است به حجريه ودر مقابلش كوهكى است كه قبةالحجر گويند وبعضي به فتح حا نيز گفتهاند .
حُديله : به دال مهمله بر وزن جُهينه . به أو مضاف است منازل بنى حُديله .
حُراض : به ضم حا وضاد معجمه ، از اوديه اشعر است در شامي حوره « 2 » .
حربي : « 3 » نام ما بين مسجد القبلتين بود تا مذاد « 4 » پيغامبر - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - آن را تغيير داده به صلحه تسميه فرمودهاند . همچنين گفته است شيخ مجدالدّين در اين مقام بر خلاف قولش در قاموس ، چنان كه در حرف خاء معجمه خواهد آمد .
حرُض : به ضمتين وضاد معجمه وگاهى به فتح ثاني نيز گويند . واديى است نزد أحد وآن را ذو حرض نيز گويند به جهت بسيارى حرض كه اشنان است .
حرّهء أشجع : در حرّهء نار است .
حرّهء بنى بياضه : در غربى مدينه است ورجم « 5 » ماعز « 6 » در عهد پيغامبر - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - در حرهء غربيه بوده .
حرّهء حقل : در وادى [ 135 - آ ] آره است .
حرّه الحوض : ميان مدينه وعقيق است و [ حرّه ] حوض از آن زياد بن أبيه است .
حرّه راجل : در بلاد بنى عبس است .
حرّه الرجلى : « 7 » در ديار بنى القين است ، ميان مدينه وشام ودر اين حره از صدقات على - عليهالسلام . واديى است مسماست به وادى احمر از ناحيهء شعب زيد وايضاً واديى
هامش
( 1 ) - ل : ازحضيه .
( 2 ) - ل : جوره .
( 3 ) - ل وم ود : حربا .
( 4 ) - ل : نداد .
( 5 ) - ل وم : درجم .
( 6 ) - م : ماعر .
( 7 ) - م : رجلا .